كه چيزى نبوده است .
[ خودپسندى وتحقير ديگران توسط طفل ]
يكى از معايبى كه بايد از طفوليت پيشبندى كرد كه حاصل نشود يا اكر ظاهر شد برفع ان بكوشند خودپسندى وتحقير ديكرانست در اسپانيول وقتي طفل شروع بتكلم مىكند أول تحقير فرانسويها وپرتقاليها را باو ياد مىدهند ودر پرتقال هم تحقير فرانسه واسپانيوليها را باو القاء مىكنند واين بسيار بد است حكيم بزركى انها را منع وملامت كرده مىكويد اكر شما عيسوى هستيد متابعت آن حضرت را بكنيد كه مىفرمايد بطفل بايد برادرى ودوستى با تمام أبناء نوع ياد داد عشق انسانيّت ومحبت ورضاى خدا را در دل أو قرار داد قسمي كنند كه خود را از همه كمتر وهمه را از خود برتر بداند انسانيت را بر همه چيز مقدّم بدارد اما برخلاف بعض مادرها كه طفل خود را سزاوار پرستش مىدانند ومىكويند همهكس بايد تمكين ارادهء أو را بكند اين طفل هوسى مىشود هر چيز مضرى را كه بخواهد ترك كريه نخواهد كرد اكرچه أشك أو خشك بشود تا آن را باو بدهند بعد لابد مىشوند هرچه مىخواهد في الفور باو مىدهند وقتي انها را ملامت مىكنند مىكويند چكنيم طفل خود را دوست مىداريم راست مىكويند طفل را بايد دوست داشت درصورتىكه اعمال أو اعمال انساني باشد طفل را كه اين قسم تربيت كنند از هر حيوان پستتر مىشود وما دام العمر خود وپدر ومادر را بزحمت مىاندازد خوب مىكويند طفل عزيز است اما تربيت از أو عزيزتر است اين محبت أسباب اتلاف أو مىشود علاوة بر اينكه هرچه مىبيند بكريه مىكيرد هرچه هست مىخواهد خودش تنها بخورد حصّهء رفقا را ندهد پس بايد از اوّل باو بفهمانند كه شخصا استحقاق هيچ چيز ندارد مكر وقتي كه خود را لايق سازد وتحصيل استحقاق نمايد وبداند هرچه باو مىدهند از بابت لياقتى است كه پيدا كرده است وبايد بديكران هم قسمتى از ان بدهد تا لايقتر شود بالجملة اكر بخواهند