عبور ننمايند . چنين به نظر ميآيد كه اين شاه نسبت به پيروان زردشت نظر خوبى نداشته زيرا كه پس از ساختمان اين پل زردشتيانرا از محلهء خود بجاى ديگرى انتقال داد و محله قديمى آنها را خراب كرد و در جاى آن كاخ باعظمتى بنام سعادتآباد بنا نمود .
طول پل خواجو بيش از 140 متر نيست زيرا كه در اينجا رودخانه از ميان دو صخره عبور مىكند و پايههاى پل را بر روى اين صخرهها قرار دادهاند . سلاطين صفوى از اين صخرهها استفاده كرده و سدى در آنجا ساخته بودند تا آب بالا آيد و باغهاى كاخ هفتدست را مشروب نمايد .
اين پل داراى 2 چشمه يا طاق است . در روى اين پل يعنى در مركز آن چهار عمارت دو طبقهء ششضلعى بسيار مجللى ديده مىشود كه سابقا بدنه ديوارهاى درونى آنها با تابلوهاى نقاشى ممتاز و كتيبههاى خوشخط بسيار زيبا تزيين يافته و طلاى زيادى در آنها به كار رفته بوده است . سقف طاقهاى پل را نيز با كاشيهاى نفيسى آرايش داده بودند . متأسفانه اكنون از اين تزيينات و آرايشها چيزى باقى نمانده و ديوارهاى درونى منظرهء حزنآورى پيدا كرده است .
در قسمت زيرين اين پل هم مانند پل اللّهورديخان معبريست كه در مواقع كم آبى رودخانه ميتوان در زير پل گردش كرد و از يك انتها بانتهاى ديگر آن رفت .
در دوران عظمت و شكوه اصفهان لعبتان زيباروى حرم شاهى كه عاشق آزادى بودند به اين جا ميآمدند و در روى اين پل بىنظير كه شباهتى بگالرى معروف كاخ سلطنتى پاريس دارد بگردش ميپرداختند و از گالرى فوقانى آنكه از هرطرف باز است رودخانه و سواحل خرم و نشاطآور آن را تماشا ميكردند . اكنون اين پل مناظر زيبا و خوشنماى خود را از دست داده است ، در موقع بهار كه رودخانه طغيان دارد و آب از چند سكوى سنگى مانند آبشارى ريزش مىكند اصفهانيان روى اين پل ميآيند و بتماشاى ريزش آب ميپردازند .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 959
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٩٥٩