نمودند يعنى شاه سلطانحسين بتحريك اطرافيان خود چند نفر متنفذين ارمنى را احضار كرد و به آنها گفت : من اعتمادى باطرافيان خود ندارم و ميخواهم ارمنيان را مستحفظ خود يك خانوادهء ارمنى در جلفا
قرار دهم بنابراين لازم است تمام ارمنيانى كه داراى اسلحه هستند فردا با اسلحه خود بدربار حاضر شوند تا من عدهاى را كه لازم ميدانم براى گارد مخصوص خود انتخاب نمايم ارمنيان هم بگفته او اعتماد كرده و به خيال اينكه بخت به آنها روى آورده و باميد آنكه روزگار بهترى نصيبشان خواهد شد از اين ابراز مهربانى و ملاطفت شاه تشكر كرده و روز بعد عده زيادى را با اسلحه بدربار فرستادند اما پس از ساعتى درباريان بامر شاه به بهانه پوچى همه را خلع سلاح كردند و با دست خالى بجلفا فرستادند .
اين واقعه كمى قبل از ورود افغانها باصفهان بوقوع پيوست و پس از آنكه
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 962
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٩٦٢