بحرمسراى شاهى اختصاص داشته است . فتحعليشاه در سال 1834 در همين كاخ درگذشت و از آن تاريخ ببعد اين كاخ متروك ماند و ظل السلطان در موقع حكومت خود به كلى آن را ويران نمود و مصالح آن را فروخت .
كاخ آئينهخانه
در نزديكى كاخ هفتدست كاخ ديگرى بوده كه آن را كاخ آئينهخانه ميناميدهاند . اين كاخ نيز جلوخانى داشته كه سقف آن را دوازده ستون قطور چوبى نگاه ميداشته و از قطعات آئينههاى تراشدار مزين بوده است .
اين كاخ مجلل و زيبا را هم ظل السلطان مانند ساير كاخهاى متعدده كه هريك در حد خود شاهكارى بىنظير بوده ويران نموده و تزيينات و تابلوهاى ممتاز آن را بخارجيان فروخته است . اكنون از اين كاخ جز سنكهاى قواعد ستونها چيزى بر جاى نمانده است .
شاردن شرح مبسوطى در تعريف كاخ آئينهخانه نوشته است : او مينويسد كه تمام ديوارها و سطوح ستونهاى جلوخان از قطعات آئينه با نقشههاى زيبائى تزيين شده و در ميان جلوخان آن مانند كاخ چهلستون حوضى است كه آب بوسيله دهان شيرهاى سنگى كه قواعد ستونها را تشكيل ميدهند در آن ميريزد . حوض ديگرى هم در تالار تخت كه در انتهاى جلوخان واقع است ديده مىشود . هزارههاى ديوارها تمام از سنك مرمر پوشيده شده و ديوارها را با تابلوهاى نقاشى بسيار ممتازى تزيين نمودهاند .
پل خواجو
در فاصله كمى از قصر آئينهخانه پل بزرك بسيار باشكوه و خوشمنظر ديگرى ديده مىشود و نظر باينكه سابقا دو محلهء خواجو و گبران در قرب اين پل واقع بوده به پل خواجو يا پل گبران معروف شده است .
بطوريكه نقل ميكنند اين پل را شاه عباس دوم ساخته تا زردشتيان از پل اللّهورديخان