تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 961

مساهمون:

ص٩٦١
شاه عباس در مدت حيات خود موجبات آسايش و خوشى افراد اين كلنى را فراهم نمود . حكومت آنها را بخودشان واگذارد يعنى يكى از افراد بالياقت آنها را بعنوان كلانتر مأمور حكومت و پرستارى آنها كرد . اين كلانتر در دربار شاهى احترام فوق العاده‌اى داشت . نظر باينكه ارمنيها بتجارت علاقه داشتند سرمايهء زيادى از خزانه خود به آنها داد تا مشغول كسب و تجارت شوند و موجبات آبادى و ترقى اصفهان را فراهم سازند و براى مسلمانان كه بمرور زمان به تنبلى و ركود خو گرفته بودند سرمشق واقع شوند و خلاصه آنكه اين شاه بزرك مادام الحيات از مهربانى و مساعدت و تشويق ارمنيان فروگذارى نميكرد و اگر يكى از آنها شكايتى داشت بشخصه رسيدگى مينمود و با عدل و انصاف بشكايتش خاتمه ميداد . ارمنيان نيز با اين اوضاع مساعد بفعاليت پرداختند و بسى زودتر از مدتى كه انتظار آن ميرفت موجبات ترقى اصفهان را فراهم نمودند و از راه تجارت ثروت زيادى بدست آوردند . جانشينان شاه عباس نيز تا مدتى بسرمشق او با ارمنيان خوش‌رفتارى مينمودند . متأسفانه در دوران سلطنت شاه سلطان حسين كه مرد ضعيف النفسى بود در سنوات 1694 تا 1722 وقايع ناگوارى در كشور ايران روى داد و اوضاع به كلى تغيير كرد و در نتيجه ارمنيان هم به مصيبت و بدبختى گرفتار شدند . عمال دولتى دست تعدى به طرف آنها دراز كردند و ملاها نيز بآزار و اذيت آنها پرداختند و علاوه بر اينكه دارائى آنها را بعناوين مختلف ميگرفتند در تحقير و آزار رساندن به آنها هم فروگذارى نميكردند . شاه سلطان حسين بنا بتقاضاى ملاها حكمى صادر كرد كه اگر مسلمانى يك نفر ارمنى را بكشد قاتل را نبايد مجازات كرد بلكه بايد او را مجبور كرد كه يك قرص نان بخانواده مقتول بدهد . خلاصه آنكه با اين پيش‌آمدها زندگى در اصفهان براى ارمنيان تحمل ناپذير شد . ملكم انگليسى داستان غريبى نقل مىكند . او مينويسد كه چون مسلمانان از ارمنيان انديشناك بودند كه مبادا شورشى بكنند با تدبير شرم‌آورى آنها را خلع سلاح