و عقيدهء بزندگانى اخروى است و باز هم يك دفعه ديگر جسد را سك ديد ميكنند .
پس از انجام اين اعمال جسد را بقسمت ديگر زاد و مرك انتقال ميدهند و در تابوت فلزى ميگذارند و جمعيتى از مردان يا زنان برحسب اينكه مرده مرد يا زن باشد ميآيند . شمارهء آنها حداقل بايد 2 و احداكثر 32 نفر باشد . اين جمعيت جسد را از در خروجى بيرون مىبرند . حاملين جسد هم بايد يك كشتى كه علامت اتحاد و شركت در عمل است در ميان خود داشته باشند و پس از انتقال جسد بدخمه بايد كاملا خود را بشويند تا پاك و تميز شوند و بتوانند دوباره در اجتماع وارد گردند . هرگاه مسافت تا دخمه زياد باشد تابوت را در پشت اسب يا الاغ حمل ميكنند .
پس از رسيدن به دخمه باز هم براى سومين دفعه عمل سك ديد صورت ميگيرد و جسد را تحويل دو نفر پيرمرد ميدهند كه مباشر بردن آن در دخمه هستند . اين دو نفر از كسانى انتخاب شدهاند كه باخلاق و صفات نيك معروف ميباشند اما اين مباشرين از زندگانى كردن در ميان جماعت ممنوع هستند و نبايد در خانهاى كه مراسم مذهبى انجام ميگيرد وارد گردند ، حتى از زراعت زمين هم ممنوع ميباشند .
همين كه اين دو مباشر جسد را تحويل گرفتند باز هريك يك سرنخ كشتى را بدست ميگيرند و شرحى به زبان ميآورند كه « سروش باژ » نام دارد . بعد يكى از آنها بوسيلهء يك كليد فلزى يا قطعه آهنى عمليات سحرآميزى انجام ميدهد و از نزديك گوش چپ مرده شروع كرده در حال خواندن جملاتى سه دايره در اطراف تابوت رسم مىكند .
پس از انجام اين عمليات اين دو مباشر جسد را بدرون دخمه مىبرند و طورى آن را ميخوابانند كه سرش به طرف جنوب باشد و در حال خواندن جملاتى كفن را از بدن جدا ميكنند و جسد را تحويل مرغان لاشهخوار ميدهند و برميگردند . مرغان لاشهخوار البته در بالاى ديوارهاى دخمه در انتظار ورود مرده هستند و پس از ورود آن چند روزى بيشتر طول نميكشد كه تمام گوشت بدن آن را ميخورند و فقط
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 811
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٨١١