تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 813

مساهمون:

ص٨١٣
بود . در قسمتهاى عمدهء بازار چراغهاى كم‌نورى ديده ميشد و معلوم بود كه الكتريسيته هنوز آنطور كه بايد در شرق جاى خود را نگرفته است و مانند چيزى به نظر ميآيد كه بر خلاف معمول زمان باشد .

يك ظرف مينائى ساخت قرن 14

30 سپتامبر - امروز دلالى ما را ببازار دعوت كرد تا ظرف آنتيك خوبى را بما نشان دهد . اين ظرف متعلق بيك صراف ارمنى بود . ما بهمراهى دلال ببازار رفتيم ، پس از مدتى گفتگو ما را بيك انبار زيرزمينى بردند . در ميان صندوقهاى خالى و ساير اشياء بيفايده در گوشه‌اى يك كوزهء سفالى قديمى كه داراى دو دسته بود قرار داده بودند . همانطور كه دلال تعريف كرده بود اين كوزه يكى از ظروف آنتيك بسيار ممتاز و عالى بود . لعاب فيروزه‌اى رنك و كتيبه برجستهء خوش‌نمائى داشت . در اين كتيبه اسبان قشنك متعددى در حال حركت ديده ميشد كه با اشكال زيبا و خطوط برجسته‌اى در روى آن دايره‌وار ترسيم شده بود و چنين مينمود كه نقاش علاوه بر مهارت در حين كار اسبان عربى بسيار ممتازى را هم در زير نظر داشته است . بلندى اين ظرف بيك متر ميرسيد اما متأسفانه طمع ارمنى مالك آن زياد بود و براى تحويل دادن آن مبلغ 15000 فرانك مطالبه ميكرد البته براى ما مقدور نبود كه چنين مبلغى را به او بدهيم و ظرف را خريدارى نمائيم .

ساختمان بازار

بازار تهران از حيث بنا بسيار عالى است و خالى از تماشا نيست مدخل اصلى آن در خيابانيست كه در زير شمس العماره واقع است . در اين خيابان ميدان بزرگى ديده مىشود كه بسبزه ميدان موسوم است از اين ميدان ميتوان داخل چند بازار مسقف گرديد . در مركز ميدان حوض بزرگى است كه اطراف آن را درختان كهنسالى احاطه كرده است . وقتى كه در اين خيابان سرپوشيده يعنى بازار داخل ميشوند به پيچ‌وخمهائى ميرسند كه در آنجا ميدانهاى كوچكى بازارها را از يكديگر جدا مينمايد . در بازار