تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
قهوه‌چى آدم بسيار نجيبى است . نان و شير و تخم‌مرغ تازه هم دارد . اينجا از هر حيث بهتر از ايستگاه بعدى است . » نظر باينكه معده‌هاى ما از گرسنگى رنج ميكشيد پيشنهاد راننده را پذيرفتيم و در اين كلبهء خراب دودزده داخل شديم ، چون چشمانمان از تابش آفتاب خيره شده بود در به دو ورود چيزى نديديم اما كمى بعد توانستيم چهار سكوى گلى را مشاهده نمائيم . راننده درست گفته بود نان و شير و تخم‌مرغ براى ما آوردند ، ناهارى خورديم و عازم حركت شديم زيرا دوده غليظى كه بشاخه‌هاى سقف چسبيده بود گاهى جدا شده به پائين ميافتاد و لباسهاى ما را لكه‌دار ميكرد . رانندگان كه يك تقار ماست را در معدهء خود خالى كرده بودند بىحس و سست شده و شتابى در حركت نداشتند ولى ما آنها را مجبور به حركت كرديم . راه از كوهستان عبور ميكرد ، بكاروان شتردارى برخورديم كه از افغانستان ميآمد . شترداران عدلهاى مال التجاره را رويهم چيده و در سايهء آنها استراحت كرده بودند و شتران هم در بيابان به خوردن خار اشتغال داشتند .

آهوان

مقارن ظهر بآهوان رسيديم در اينجا كاروانسرائى بود كه با سنك ساخته بودند . بطوريكه ميگفتند اينهم يكى از كاروانسراهائى است كه شاه عباس در اينجا بنا كرده است . با اينكه خرابى زيادى در آن راه يافته باز هم قابل توقف مسافرين هست . متأسفانه ايرانيان عقيده به تعمير بناهاى عالى قديمى ندارند و ساختن چند كلبهء گلى را بر تعمير يك بناى عالى ترجيح ميدهند در صورتى كه ميتوان با مختصر پولى آن را تعمير نمود . اين كاروانسرا يكى از بناهاى عالى و مهم بوده است . در چهار زاويهء آن هنوز هم چهار برج با استحكام موجود است . ديوارهاى آن بلند است و در ميان آنها هم دو برج ديگر ديده مىشود ، سردر آن هم با آجر ساخته شده و در اطراف آن با آجرهاى سفيد و قرمز نقشهائى بسبك عربى براى تزيين آن بوجود آورده‌اند .