مصالحى كه از طبقات فوقانى فروريخته در وسط حياط تپهاى تشكيل داده است ، ما در اين حياط يك تكه ظرف سفالى نازكى يافتيم كه لعاب فيروزهاى بسيار قشنگى داشت و باندازهاى ممتاز و عالى بود كه تصور نميكنم نظير آن پيدا شود . البته اين ظرف گرانبهائى بوده كه به ثروتمندان تعلق داشته است ، اگر اين تكه ظرف زبان داشت و ميتوانست تاريخ زندگانى خود را نقل كند داستان بسيار شگفتآورى را براى ما حكايت ميكرد . ما بسى مايل بوديم كه ساختمانهاى داخلى اين بناى قديمى را هم تماشا كنيم بنابراين از راه باريكى كه مانند لانهء روباه بود خزيده وارد ساختمان عمدهء آن شديم سالون اول طرف دست راست بسه قسمت تقسيم شده بود . اطاقى كه در آن به طرف حياط باز ميشد سقف كوتاهى داشت ، اطاق مركزى بوسيلهء روزنهء مربعى كه در سقف آن ديده ميشد با طبقهء فوقانى ارتباط داشت و در عقب آن هم فضائى بود كه سقف آن در روى ستونهائى قرار گرفته بود . ما نفهميديم كه معمار اين اطاقهاى كوچك را براى چه منظورى ساخته است ، شايد منظورش اين بوده كه اطاقهاى كوچك زمستانى بسازد تا مسافرين بتوانند زودتر آنها را گرم كنند و هم ميتوان فكر كرد كه اين اطاقها را مخصوصا براى منزل نگاهبان كاروانسرا و خانوادهاش ساخته و يا مخصوصا آنها را براى حفظ اشياء بهادار ساخته است . بهرحال نميتوان درست حدس زد كه آنها را براى چه مقصودى ساختهاند .
در مقابل اين بناى عظيم باغچهء بزرگى ديده مىشود و در پائين باغچه استخرى واقع است كه از درختان احاطه شده است .
در طرف راست اين كاروانسرا چند محوطهء محصور ديده مىشود كه گوسفندان زيادى در آنها جاى گرفتهاند و دو چوپان پىدرپى گوسفندى را گرفته از سوراخى بمحوطهء ديگرى داخل ميكنند ، در اين سوراخ يك حوضچهء مفرغى قرار دارد كه چوپان ديگرى شير اين حيوانات را در آن ميدوشد و آنها را بمحوطه ديگرى ميفرستد .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 730
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٧٣٠