تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤

شهر قديمى دامغان

قبل از غروب آفتاب از خرابه‌هاى شهر قديمى دامغان عبور كرديم جرزها و ديوارهاى خراب در اثر باد و باران از دور اشكال عجيب و غريبى را نشان ميدهد و در اين روزهاى اواخر پائيز مانند غولهاى افسانه‌اى قبل از طوفان نوح به نظر ميآيند . در اين شهر خراب خاموش كلاغهاى زيادى در بالاى ديوارها نشسته و بعابرين چندان اعتنائى ندارند . بعضى پرواز ميكنند و اغلب در جاى خود باقى ميمانند ، بوميان عقيده دارند كه در زير اين خرابه‌ها سيم و زر زيادى مدفون است و كسانى كه در اينجا كاوش كرده‌اند گنجهائى بدست آورده‌اند . اگر ما هم خيال يافتن گنج را در سر بپرورانيم مانند آن شخص اسپانيولى ميشويم كه در زندان تقاضاى چند قطعه اسكناس 1600 فرانگى ميكرد تا برود گنج‌هاى نهفته را كشف نمايد .

تيمار حيوانات

خلاصه در موقع شب به شهر دامغان نو رسيديم ولى افسوس خورديم كه نتوانستيم آنطور كه بايد اين شهر كوچك قشنك را تماشا كنيم . از دو طرف راه ديوارهاى بلندى سر برافراشته كه جابجا داراى برجهاى آجرى است ، نقشهاى مطلوبى بسبك عربى با آجر در اين برجها ايجاد نموده‌اند . بعد از بازارى عبور كرديم كه دكانهاى آن بسته شده بود ، در انتهاى بازار پلى بود كه از روى آن گذشتيم و به محلى رسيديم كه مانند جزيره‌اى بود اين جزيره از دو شعبهء رودخانه تشكيل يافته است ، در اينجا بايد اسبان را عوض كنند . مسافرين زيادى در زير درختان منزل داشتند پاره‌اى از آنها با توجه خاصى الاغهاى خود را تيمار ميكردند ، نخست تمام بدن حيوان را با آلت فلزى كه آن را قشو ميگويند خارش ميدادند . در داخل قشو حلقه‌هاى كوچك آهنى متحركى است كه در موقع عمل صداى مخصوصى دارد و مگسها را پراكنده مىكند . گويا اين طريقهء تيمار كردن از قديم در اين نواحى معمول بوده است زيرا كه در جاهاى ديگر من نديدم كه حيوانات را با اين دقت و با چنين آلت فلزى كه مانند ساز مخصوصى است تيمار نمايند . پس از آنكه خوب تمام بدن حيوان را قشو زدند