تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
كمى آب بر پشت آن ريخته و با تكهء نمدى بدن آن را مالش ميدهند تا كاملا پاك و تميز شود و خون با سرعت در بدنش جريان نمايد . براى پاك كردن پيشانى و پوزه حيوان آب به كار نميبرند فقط صاحب حيوان آب دهان به پيشانى حيوان مياندازد و با كف دست آن را مالش ميدهد تا پاك و براق شود . پس از آنكه عمل تيمار تمام شد توبره‌اى پر از كاه بر سر حيوان ميزنند كه فورا سر خود را تا بناگوش در آن فروميبرد و مشغول خوردن مىشود . مسافرين در نزديكى حيوانات آلاچيقهائى براى استراحت خود برپا كرده‌اند ، در يك گوشه مسافرى زغال ريخته و آتشى در ميان آن گذارده و با دهان پيوسته در آن ميدمد و چون آتش كاملا روشن شد كترى را روى آن ميگذارد تا چاى طبخ نمايد و قليانى هم درست مىكند و از همين زغالهاى گداخته روى تنباكو ميگذارد و با كمال تفنن مشغول آشاميدن چاى و كشيدن قليان مىشود . در جاى ديگر مسافرين در روى زمين چمباتمه نشسته و بادقت بتماشاى اشخاص تازه‌وارد ميپردازند . اشخاص تازه‌وارد هم با زحمت در اين فضاى محدود جائى براى خود تهيه مينمايند . همين كه ما وارد شديم علاوه بر جمعيت حاضر عده‌اى از ارمنيان هم بتماشاى ما آمدند .

شريف‌آباد

در ساعت 9 بعدازظهر ما از دامغان حركت كرديم تا بتوانيم تقريبا يكصد كيلومتر را كه ميزان معمولى هرروزه است طى كنيم . در روشنائى ماهتاب باغهائى ديده مىشود كه درختان انار و انجير و گلابى از بالاى ديوارهاى آنها سر برآورده است . در بيابان باد بشدت ميوزيد و تا ايستگاه شريف‌آباد ادامه داشت . اين نكته هم قابل ملاحظه است كه در ايران هردهكده كلمهء آبادى ضميمه دارد مانند علىآباد و حسن‌آباد و غيره . در شريف‌آباد فقط يك كلبهء گلى در اختيار ما گذاردند و چون نصف شب گذشته بود با سرعت شام خورديم و مختصر استراحتى كرديم .

22 سپتامبر

قبل از طلوع آفتاب كالسكه حاضر شد و ما حركت كرديم در مقابل ما كوهى بود كه رنك گل سرخ داشت و لكه‌هاى ابر
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 725 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى