كاروانسراى تجار پشم
پس از آنكه مدتى در بازار و كوچهها راه پيموديم بچاپارخانه رسيديم و از كالسكه پياده شديم ، راهنما ما را از كوچهء تنگى بكاروانسرائى برد كه تجار آنجا را انبار پشم خود قرار داده بودند و ما ميبايستى در همينجا منزل كنيم . دو اطاق با وسعت در اختيار ما گذاردند كه سقف آنها بلند و داراى قوسهاى منكسرى بود كه كليساهاى گوتيك را بخاطر ميآورد ، بديهى است كه پس از زحمت و مشقت مسافرت اين اطاقها در نظر ما مانند كاخهاى مجللى جلوه مينمود . يك نوع كبابى براى ما آوردند كه آن را شيشليك ميگفتند . چون اطاق ما در يكى از كاروانسراهاى سبزوار - در جلو كيسههاى پول ديده مىشود
گرسنه بوديم با نهايت ميل آن را خورديم و از آورنده تشكر كرديم .