تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
مال الاجاره بخزانه دولت بپردازد و از آن ببعد يعنى همين كه معادن به كار افتاد مرتبا هرسالى 18000 تومان بدولت بدهد . لرد كرزن مينويسد كه در سال 1890 مال الاجاره معادن فيروزه به مبلغ 80000 تومان رسيد ( تقريبا 400000 فرانك ) . اكنون مال الاجاره اين معادن در سال 150000 فرانك است و از قرار معلوم بعدها افزايش خواهد يافت .

در مجاورت ايل زعفرانلو

بارى پس از شوراب راه از فلاتهاى مرتفعى عبور مىكند كه از نباتات ضعيف و خارهاى گلدارى مستور گرديده است . در بين راه كاروانسرائى بود كه گوسفندها را در آن جايداده بودند تا به طرف شهر ببرند ، در اين ناحيه جوجه‌تيغى زيادى وجود دارد كه روزها مخفى ميشوند و شب بطلب طعمه بگردش ميپردازند . پس از گذشتن از اين فلات مرتفع بجلگه‌اى رسيديم كه ايل زعفرانلو در آن سكونت دارد ، در اين ناحيه جويبارهاى زيادى ديده مىشود كه آب آنها به مصرف زراعت ميرسد . در اثناى راه بگله‌هاى گوسفندى برخورديم كه به طرف دهكده ميرفتند و چند رأس الاغ هم در ميان آنها ديده ميشد . رانندهء ما براى اينكه زودتر به منزل برسد شلاق‌كش اسبان را بتاخت انداخت و اعتنائى بگوسفندان كه در جادهء تنگى عبور ميكردند نداشت ، بنابراين يكى از الاغها كه نتوانست خود را بكنار بكشد در زير ارابه‌اى كه لوازم سفر ما را حمل ميكرد افتاد و هياهوئى بلند شد و عاقبت مجبور شدند كه تسمه چرمى اسبان را با چاقو ببرند تا حيوان بدبخت از زير پاى اسبان درآيد . خوشبختانه حيوان آسيب زيادى نديده و فقط خسته‌وكوفته شده بود . پس از غروب آفتاب بيك قطار شتر برخورديم كه موقرانه دنبال يكديگر حركت ميكردند و از زنگهاى متعددى كه به گردن داشتند نواى موسيقى خوش‌آهنگى شنيده