فصل پنجم - از نيشابور به سبزوار
دهكده خراب و يخچالها - شورآب - معادن فيروزه - استخراج فيروزه - اقسام مختلف فيروزه - امتياز معادن فيروزه - در مجاورت ايل زعفرانلو - ورود بسبزوار كاروانسراى تجار پشم - واقعهء عجيب در سبزوار - بناى سبزوار - جمعيت و تجارت آن - مناره خسروگرد - نخستين گردش در بازار - قافلهء زوار كربلا - گردش ثانوى در بازار آهنگران - قصاب - آنتيكفروشان - مسافر باهوش - گدا و پليس - تسبيح - يك كاروانسرا - گردش در روى بام .
14 سپتامبر
امروز ما آماده عزيمت بسبزوار هستيم . سابقا اين فاصله را در مدت سه روز طى ميكردند ولى اكنون مىتوانند با وسايل چاپارى در يكروز اين مسافت را طى كنند .
در موقع حركت ميرزاى پستخانه بما گفت كه منهم پياده همراه شما ميآيم زيرا دوستى دارم كه در يكى از چاپارخانههاى بين راه مريض شده و من مجبورم كه بعيادت او بروم و از او پرستارى نمايم و در حالى كه از لوازم سفر فقط يك چتر فنرى در دست داشت ميخواست به راه افتد . بديهى است مقصود او اين بود كه ما او را در كالسكه خود جاى دهيم و همين كار را هم كرديم و او را دعوت نموديم كه در كالسكهء ما سوار شود . او هم مثل اينكه نپذيرفتن دعوت ما را خارج از ادب بداند فورا آمد و پهلوى ما نشست و بعوض پرداخت كرايه ما را با صحبتهاى خود سرگرم كرد .