قوچهاى جنگى
گلههاى گوسفندى كه به آنها برميخوريم مركب از ميش و بز هستند كه در ميان آنها قوچهائى هم با شاخهاى پرپيچ ديده مىشود . چوپانان بدن اين قوچها را با حنا رنك كردهاند و در پشت آنها لكههاى قرمز رنگى بوجود آورده و آنها را براى توليد نسل در گله داخل كردهاند .
روستائيان بعضى اوقات براى سرگرمى خود اين قوچها را بجنك مياندازند ، چون خواسته باشند آنها را آمادهء جنك نمايند ابتدا ساق پاى آنها را مدت زيادى خارش ميدهند ، حيوان از اين عمل به حدى خشمگين ميگردد كه اگر جنس خود را در مقابل ببيند فورا به آن حمله مىكند .
جنك قوچان خالى از تماشا نيست . اين دو حيوان ابتدا مانند پهلوانان از يكديگر فاصله ميگيرند و بعد يك دفعه با سر خميده بهم حمله ميكنند و كله بكلهء يكديگر ميكوبند ، پس از چند دقيقه از يكديگر فاصله ميگيرند و دوباره با خشم برميگردند و با هم ميجنگند ، اين دفعه با حرارت زيادترى بهم حمله ميكنند كه اگر از آنها جلوگيرى نشود آنقدر با هم ميجنگند تا يكى از آنها كلهاش بشكند و از پا درآيد .
جنك بلدرچينها
ايرانيان انواع حيوانات را بجنك واميدارند و از تماشاى جنك آنها لذت مىبرند . مخصوصا خروسها و بلدرچينها را براى جنك تربيت مينمايند . در غالب دكانها قفسى ديده مىشود كه در روى آن پارچهء تورى كشيده و بلدرچينى را در آن حبس نمودهاند . براى اينكه بلدرچينها را بجنك تحريك نمايند آنها را در ميان بدن و پيراهن خود جاى ميدهند و مدت يكهفته قبل از جنك اتصالا كلهء آنها را با انگشت سبابه خارش ميدهند يعنى افراد خانواده بنوبت به اين كار ميپردازند و حيوان بدبخت را آنى آسوده نميگذارند . پس از يكهفته چند دانه ارزن روى زمين ميپاشند و اين طيور كوچك را در مقابل هم روى زمين رها ميكنند ، آنها فورا بالهاى خود را راست كرده و با خشم شديدى به يكديگر حملهور ميشوند و با نوك و پنجه ضرباتى بهم وارد ميآورند تا يكى از آنها بر حريف غالب آيد .