فراموش كردهاند و با او دوستانه آميزش نمودند . بعدها روزى رئيس گمرك را بخانهء يكى از همدستان خود كه در سرحد ايران و افغان منزل داشت بناهار دعوت كردند رئيس هم بدون آگاهى از قصد آنها در روز موعود بخانهء معهود رفت و همين كه سفره را گستردند و همه مشغول صرف غذا شدند ناگهان دو نفر نوكر در اطاق داخل شده و رئيس گمرك را به زمين انداختند و كتفهاى او را با طنابى محكم بستند و تسليم دشمنان افغانيش كردند . افغانها ابتدا يكدست او را از بيخ بريدند و بعد آرنجش را شكستند و پس از آن بشكستن ساقهاى پاى او مبادرت نمودند و سرانجام سر او را هم با ضربت سنك بزرگى متلاشى كردند و به اين وضع فجيع بحياتش خاتمه دادند .
چون خبر اين قضيه بمركز ايالت رسيد چند نفر بازرس با سربازانى به محل آمدند و پس از اينكه از وقوع جنايت اطمينان حاصل كردند خانهاى را كه جنايت در آن واقع شده بود محاصره نمودند - مقصر اصلى چون از ورود مأمورين آگاه شده بود فرار اختيار كرد و چون مأمورين بدستگيرى او موفق نشدند خانهء او را غارت كردند و زنان حرمش را بدست سربازان سپردند و خانه را هم پس از غارت به تصرف رئيس گمرك جديد دادند كه اكنون دفتر خود را در آن داير كرده است .
ملك موقوفهء آستانهء مشهد
بارى دهكدهء مقصودآباد كه ما در آن توقف نموديم از موقوفات آستانهء مشهد است . در اين دهكده ملاهاى زيادى ساكن هستند كه قباى درازى بر تن و عمامهء سفيدى بر سر دارند . اينان با نظر تنفر به بيگانگان مينگرند .
مباشر اين موقوفه براى ازدياد عايدات فكر خوبى كرده است ، جادهء معمولى قديم را كه از اينجا فاصلهء زيادى دارد در چند محل قطع كرده و كاروانها را مجبور نموده كه از اينجا عبور نمايند . بواسطهء همين تدبير اكنون محصول اين دهكده خوب به فروش ميرسد و عايدات خوبى براى مباشر فراهم مينمايد
چهارم سپتامبر
پس از مقصودآباد راه در دشتى ميافتد كه تپههاى متعددى در آن واقع شدهاند در اين دشت دهكدههاى زيادى ديده مىشود ، زارعين در اطراف آنها مشغول زراعت هستند و مناظر بسيار باصفا و خرمى بوجود آوردهاند كه مسافر از مشاهدهء