مىبرند و در محلى كه براى آنها معين شده و اكنون عدهء زيادى از آنها در آنجا ديده مىشود جاى ميدهند .
پيدا شدن گنبد آستانه
خلاصه همين كه به بالاى تپه رسيديم تمام زوارى كه چند روز با ما راه ميپيمودند .
سر تعظيم به طرف شهر فرود آوردند و بعد چند سنگى را بعلامت رؤيت گنبد آستانه روى هم گذارده هرم كوچكى تشكيل دادند .
قنوات زيرزمينى
اكنون از تپه سرازير شدهايم و در فلاتى به طرف شهر ميرويم . چاههاى عميق را مشاهده ميكنيم كه با دست كندهاند تا آب را از مجارى زيرزمينى به طرف شهر ببرند ، در اينجا داستان منجمى كه بچاه افتاد بخاطر من آمد ، مسافرينى كه تازه به اين شهر ميآيند بايد با نهايت احتياط قدم بردارند و به شهر نزديك شوند زيرا كه در هرقدم بچاهى برميخورند . براى تهيه آب شهر مقنيان در دامنهء كوهها چاهى حفر مينمايند و منبع آب را پيدا ميكنند و بعد بوسيلهء همين مجارى زيرزمينى آب را به شهر ميرسانند .
كندن قنات از خارج شهر شروع مىشود و هرقدر به طرف كوه نزديكتر شوند عمق چاهها زيادتر ميگردد و گاهى به 25 تا 30 متر ميرسد . سر چاهها غالبا باز است تا مقنيان بتوانند بدرون آنها رفته و به تعمير خرابى قنات بپردازند .
در بلوچستان و افغانستان و خراسان قنات را كهريز يا كاهريز مىنامند . همهساله بايد اين قناتها را بوسيله مقنيان تعمير نمايند تا آبى براى شرب و زراعت داشته باشند .
چون در ايران مقنيان با وسايل ابتدائى قديمى كار ميكنند و نمىتوانند آب را مانند كشورهاى باخترى با لوله به مقصد برسانند ناچار حلقههاى بزرك بيضى شكل از گل پخته در مجراى قنات قرار ميدهند و فاصله بين آنها را با گل پر ميكنند تا هم از خرابى و ريزش قنات جلوگيرى نمايند و هم آب در مسير طولانى خود كمتر به زمين فرورود .
تمام اين قنوات در فاصلههاى زياد از دامنهء كوه شروع شده و چون به نزديكى شهر رسيدند بهم نزديك ميشوند و اراضى نزديك شهر را مانند كفگير سوراخ ميكنند .
بنابراين حركت كردن در ميان اين قناتها خطرناك است و بايد با احتياط در آنجاها