تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧

فصل سوم - شهر مشهد

سنگهاى زائر - پيدا شدن گنبد آستانه - قنوات - ورود به شهر - محل شركت حمل‌ونقل روسى - بانك شاهنشاهى - قونسولخانهء روس - مغازهء برناردى - وجه تسميه مشهد - آستان قدس رضوى - انهدام متوالى شهر - انجمن محلى مشهد - استحكامات شهر - ارك و شهر بزرك و كوچه‌هاى آن - قبرستانهاى داخل شهر - مقبرهء نادر شاه - بست - ازدواجهاى موقتى - تجارت اشياء آنتيك - عبورومرور شبانه - مقبرهء خواجه ربيع و پوشش‌هاى كاشى آن - مسافرت با پست - شهر قديمى و خراب طوس - برج نقاره‌خانه - پل و داستان ساختمان آن - سان‌قشون - حمامهاى عمومى و علامات شناسائى آنها - حمامهاى زنانه - حنابندان - ستردن مو - طريقه استحمام - صنايع مشهد - كارخانه دخانيات - زرگران و نساجان . طرف عصر ما به تپه‌اى رسيديم كه از آنجا دورنماى شهر پديدار ميگردد . در راه سنگهاى بزرگى را ديديم كه كمى تراشيده و مدور بودند و آنها را زوار ميناميدند . يكى از وظائف عابرين اين است كه سه دفعه اين سنگها را به طرف شهر بغلطانند . ارابه‌رانان هم گاهى اين سنگها را در روى ارابهء خود گذارده و چند فرسخ آنها را نقل مكان ميدهند ولى نبايد آنها را به طرف عقب نقل نمايند و اگر كسى چنين كارى را بكند مرتكب گناه بزرگى شده است ، ما هم بتقليد سايرين پياده شده و هريك سه دفعه اين زوار بىجانرا به طرف شهر غلطانديم . مسافرت اين سنگها براى زيارت ممكن است چندين سال به طول انجامد اما بمحض اينكه به شهر نزديك شدند پرستاران آستانه ميآيند و آنها را با تشريفاتى به شهر