بيچاره روستائى بجاى گرفتن انعام به دادن پولى محكوم گرديد .
ميزبان مهربان ما پس از تمام شدن اين داستان گفت : حكام براى بدست آوردن پول تدابير مختلفى به كار مىبرند و براى مثال بحكايت زير پرداخت :
گويند روزى زن حاكم قوچان پس از بيرون آمدن از حمام عمومى به شوهر خود شكايت كرد كه امروز آب حمام سردتر از روزهاى ديگر بود و به من خوش نگذشت .
حاكم گفت تقصير با كسى است كه حمام را اداره مىكند ، آسوده باش كه من او را مجازات خواهم كرد و فورا بديوانخانه آمد و بر مسند حكمرانى جلوس كرد و فراشان را فرستاد تا حمامى را بياورند . پس از آنكه فراشان حمامى را بضرب شلاق بديوانخانه آوردند حاكم با غضب به او نگريسته و گفت : بطوريكه عيال من شكايت كرده آب حمام تو آنطور كه بايد گرم نبوده است و تو در انجام وظيفهء خود قصور كردهاى ، از اين پس از دو كار يكى را بايد قبول كنى ، يا دست از كار خود بكشى و حمام را به من واگذارى كه ديگرى را مأمور مواظبت آن بكنم و يا مبلغ 200 تومان جريمهء نقدى بپردازى و ملتزم بشوى كه من بعد در انجام وظيفهء خود كوتاهى نكنى . چون يگانه وسيلهء معيشت آن مرد همين حمام بود ناچار شد كه مبلغى به حاكم بپردازد و به كار خود ادامه دهد .
خرابى راه
در كشور روسيه همهجا راه شوسه است و مسافر ميتواند با درشكه در آن راهها براحتى طى مسافت نمايد ولى متاسفانه از سرحد ايران تا مشهد راه شوسه به كلى خراب و غير قابل عبور است ، در هرقدم دستاندازهاى عميقى است كه درشكه با زحمت از آنها عبور مىكند و صدمهء زيادى بمسافرين وارد ميآورد .
گاهى مسافر چنان تكان سختى مىخورد كه در امعاء او درد توليد مىشود و گاهى هم سرش بطاق درشكه مىخورد و خون از آن جارى ميگردد . مسافرين اتصالا بشدت به يكديگر تنه ميزنند و بدنهايشان از زيادى ضربات خرد و خميرمانند مىشود .
سابقا بعنوان تعمير راه از وسايل نقليه و حيوانات باج ميگرفتند يعنى از هر وسيلهء نقليه كه به چهار اسب بسته شده بود 20 فرانك و از هرشتر 3 فرانك و از هرگاو يك فرانك و از هرگوسفند نيم فرانك راهدارى ميگرفتند اما كسى كه مأمور تعمير راه