بود صلاح خود را در اين ميدانست كه وجوه مأخوذه را در جيب خود بريزد و از تعمير راه صرفنظر نمايد و به همين جهت است كه اكنون راه به حال فلاكتبارى درآمده و مسافرين هم از تأديه راهدارى خوددارى ميكنند ، بعلاوه در زمستان گذشته سيل پلها را خراب كرده و اكنون وسيله نقليه مجبور است كه مدتى در آب طى مسافت نمايد تا بكنارى برسد كه بتواند از رودخانه بيرون آيد .
صندوقهائى را كه داراى اشياء شكستنى باشند نميتوان از اين راه با وسايل عدهاى از تركمانان كه بمشهد ميروند
نقليه حمل كرد زيرا كه در موقع رسيدن به مقصد چيز سالمى در آنها باقى نمىماند و اگر ضرورت ايجاب نمايد بايد آنها را در پشت حمالان به مقصد رسانيد . داستان زير به صحت اين گفته گواهى ميدهد : « گويند چند سال قبل قونسول انگليس مقيم مشهد به اين فكر افتاد كه يك كابينه هواشناسى در اين شهر تأسيس نمايد ، بنابراين لوازم آن را از اروپا خواست و با كشتى و راهآهن بعشقآباد وارد كرد و چون ميدانست كه با وسايل نقليه نميتوان آنها را از سرحد بمشهد رسانيد براى اجتناب از شكسته شدن ، حمل آنها را بعهدهء حمالان گذاشت كه بر پشت خود از عشقآباد بمشهد برسانند . اين طريقهء حملونقل موجب تفاسير زيادى شد و كسانى كه خود را اهل اطلاع ميدانستند
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 579
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٥٧٩