اكنون ادارهء گمرك ايران بسيار منظم است . تمام بارها و لوازم سفر مسافرين را معاينه ميكنند و حقوق گمركى را مطابق آئيننامهء جديد از آنها دريافت ميدارند .
از مال التجارههاى وارده مخصوصا اشياء تجملى حقوق زيادى ميگيرند و از اشياء ممنوع الورود جلوگيرى مىنمايند ، ورود اسلحه بايران به كلى ممنوع است ، فقط مسافر ميتواند يك رولور يا كارابين با خود داشته باشد و براى حمل چنين سلاحى مجبور است كه مبلغ 30 تا صد فرانك بعنوان وديعه بادارهء گمرك بسپارد و در مراجعت آن را دريافت دارد ولى اغلب مسافرين از پس گرفتن وديعه صرفنظر ميكنند زيرا كه اسلحهء خود را در ايران ببهاى زيادى ميفروشند و محتاج به برگرداندن آن و گرفتن وديعه نيستند .
نمونهاى از مجازات قاچاقچيان
پارهاى از مأمورين گمرك نسبت بقاچاقچيان همان مجازاتهاى ميرغضبان قديمى را معمول ميدارند . يكى از اين مأمورين يكنفر قاچاقچى را دستگير كرد و در بيرون گمركخانه هردو گوش او را با ميخ آهنى به ديوار كوبيد ، اين قاچاقچى كه از تركمانان بود مدت يكروز تمام به همين حال پشت به ديوار ايستاده بود و مردم دستهدسته بتماشاى او ميآمدند . اين شخص مكرر مرتكب عمل خلاف قانون شده و بمجازات رسيده بود ولى از كار خود دست نميكشيد و از راههائى كه تصور ميكرد بمأمورين گمرك برنخواهد خورد پيوسته جنسى را از سرحد روسيه بايران وارد و يا از ايران خارج ميكرد اما ما با كمال تعجب ديديم كه چون او را در موقع غروب آفتاب رها كردند بدون اينكه شكايتى بكند يا حرفى بزند آرام و در نهايت خونسردى مانند فيلسوفى راه خود را در پيش گرفت و رفت و بطوريكه بعدها شنيديم تائب شده است زيرا كه ديگر او را در اين نواحى نديدهاند ولى ميتوان فرض كرد كه اين نواحى را ترك كرده و در جاى ديگرى مشغول عمل است .
داستان حاكم و روستائى
نخستين شب مسافرت ما در خاك ايران به خوبى و خوشى برگزار شد . رئيس پستخانه منزل بسيار خوبى كه با فرشهاى گرانبها مفروش شده بود در اختيار ما گذاشت و پلاو بسيار عالى هم براى ما فرستاد و پس از