تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
بود و دستوراتى بميرغضبان ميداد . چون بپاى تپه رسيدند نظر باينكه سراشيبى زيادى داشت و الاغ نميتوانست از دامنهء آن بالا برود ، فراشباشى امر كرد كه فراشان و ميرغضبان با طناب او را دنبال خود بكشند و به اين ترتيب او را بكنار چاه برسانند . زن در حالى كه دستهايش از پشت بسته شده و بواسطهء ترياكى كه قبلا به او خورانده بودند بيهوش گرديده بود در كنار چاه افتاد . فراشان چند لحظه به او مهلت دادند تا كلمهء شهادت را بر زبان آرد ولى او نظر بضعف و بيهوشى قادر بر اداى كلمه نبود ، ناچار يكى از حضار از طرف او تشريفات لازمه را بجاى آورد و هماندم ميرغضب جلو آمد و با لگدى او را در چاه انداخت و گفت : « برو » اكنون اين گونه مجازاتها متروك شده است . دكتر « ويلس »
Vills
كه اين داستان را براى ما نقل كرد گفت تقريبا بيست سال مىشود كه ديگر كسى را بچاه نيانداخته‌اند ولى اگر احيانا ذكرى از چاه علىبندر بميان آيد زنان سخت متأثر ميشوند و مردان هم گاهى آنها را بانداختن در اين چاه و مسافرت بمملكت اموات تهديد ميكنند .

مجازات بىعفتى

علاوه بر آنچه كه قبلا ذكر شد گاهى هم زن زانيه را سنگسار ميكنند . بثبوت رساندن عمل منافى عفت بسيار مشكل است و دستور چنين است كه چهار نفر شاهد ميبايستى متفقا برؤيت چنين عملى گواهى دهند و اگر چنين شهادتى صورت گرفت او را در خانه حبس ميكنند و خوردنى و آشاميدنى به او نميدهند تا بميرد . هرگاه شوهرى سررسد و زن خود را با مرد بيگانه‌اى در يك بستر ببيند و نتواند كسى را گواه بگيرد كافى است كه شخصا چهار دفعه سوگند ياد كند كه چنين عمل منافى عفت را به چشم خود ديده است و در دفعهء پنجم خدا را گواه صدق گفتار خود قرار دهد و متعهد شود كه در صورت دروغ گفتن بقهر و غضب الهى گرفتار گردد . زن هم براى فرار از مجازات ميتواند از خود دفاع نمايد و بر بيگناهى خود سوگند ياد كند ، البته در چنين موارد مجازات بتعويق ميافتد تا با دلايل و شواهد ديگرى عمل زنا بثبوت برسد . در مواقعيكه عمل منافى عفت به حد شياع رسيده باشد حكام شرع و عرف
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 312 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى