تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
او نخواهد شد و هيچكس از او نخواهد پرسيد كه چرا بچنين عملى مبادرت نموده و در واقع مثل اينست كه بچه گربه‌اى را خفه كرده باشد . » زنان حاشيه‌نشين براى تسلى مادر ميگويند : « اينهم رحمت خداوندى است ، بايد شكر خدا را بجا آوريم و توكل كنيم ، چاره‌اى نيست بايد سوخت و ساخت . »

وضع زنان در اجتماع

زن ايرانى در زندگانى وظائف خاصى دارد و با او نميتوان مانند زنان اروپائى رفتار كرد . اگر ضرورت ايجاب نمايد كه در نزد شوهر حرفى از زنش بميان آيد نبايد نام او را به زبان آورد بلكه بايد او را بنام يكى از پسرانش ناميد و يا بنام مادر بچه‌ها ذكرى از او كرد . وقتى كه برحسب ضرورت بخواهند بخانهء كسى وارد شوند و قبلا به او خبر نداده باشند بايد قبل از ورود با صداى بلند بگويند : « كسى نباشد » ، معنى اين كلمات اين است كه زنان دور شوند و خود را پنهان نمايند . حسادت مردان زياد است ، اگر احيانا كسى نظرى به طرف اندرون بياندازد مثل اين است كه مرتكب جنايت بزرگى شده باشد و به همين جهت است كه در شهرهاى ايران رفتن به روى بام‌هاى بلند ممنوع است مخصوصا در اصفهان اروپائيان را نميگذارند كه در بالاى عمارات بلند بسياحت بپردازند زيرا ممكن است كه از آنجا داخل حياطها ديده شود و نظرشان بزنان رونپوشيده افتد .

وفاى زنان

چون زنان در موقع بيرون رفتن از خانه خود را در چادر پنهان ميكنند مىتوانند مطابق ميل خود رفتار كنند و اين تغيير لباس بجاى اينكه مانع اعمال خلاف آنها باشد برفتار ناشايستهء آنان كومك مينمايد ، اما زنان قبايل و روستائيان كه با صورت باز و آزاد حركت مىكند نميتوانند به سهولت مرتكب اعمال ناشايسته‌اى بشوند زيرا كه همين آزادى آنها را از اعمال ناروا بازميدارد و موجبات وفادارى آنانرا نسبت به شوهر فراهم مينمايد . همانطور كه بنده‌اى تابع ارادهء مالك خود مىباشد زن نيز بايد مطيع اوامر شوهر