تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
باشد و در موقع صرف غذا نميتواند مانند مرد در سر سفره بنشيند بلكه بايد پس از فراهم نمودن تمام لوازم سفره ، دستى در آن دراز كند . اقتدار شوهر نسبت بزن غير محدود است و اگر زن مختصر بىاحترامى نسبت به شوهر بروز دهد به سختى مجازات مىشود . مردان غالبا زنان را با چوب و شلاق كتك ميزنند و به اعتقاد خودشان عمل مشروعى انجام ميدهند . زنان بايد كاملا تابع اراده و مطيع شوهر باشند تا از آزار او بر كنار بمانند . مرد بدليل تفوق بر زن ، خود را در آزار رساندن و زدن او ذيحق ميداند . روزى يكى از اين زنان بدبخت بيك خانم اروپائى برخورد كه شاد و خندان بود و بتصور اينكه اين خانم هنوز شوهر اختيار نكرده است به او گفت : « چه كار خوبى كرده‌ايد كه شوهر اختيار ننموده‌ايد ، مسلما از ترس كتك خوردن دائمى باينكار تن درنداده‌ايد . » با اين حال بايد گفت كه مردان طبقهء عالى اجتماع با اينكه عقيده دارند كه گاهى بايد زنان را هم مانند اطفال گوشمال داد ، بندرت بچنين رفتارى مبادرت مينمايند . حس خودخواهى گاهى مردان خوش‌اخلاق را هم وادار مىكند كه نسبت بزن با خشونت رفتار نمايند و اگر به آنها اعتراضى بشود فورا پاسخ ميدهند : « زن است و ناقص العقل ، شايستهء احترام نيست . »

چاه علىبندر

كسانى كه افسانه‌هاى هزار و يك شب را خوانده‌اند ميدانند كه سندباد بحرى را زنده با زن مرده‌اش بچاه انداختند . بديهى است كه اين داستان افسانه است ولى در ايران زنده‌بگور كردن تا چندى پيش معمول بود . در شيراز بفاصلهء چند كيلومترى مقابر حافظ و سعدى در بالاى تپه‌اى چاه عميقى هست كه زنان تبه‌كار را در آن ميانداختند ولى چنديست كه بچنين عملى مبادرت نميكنند و متروك شدن اين عمل به اين جهت نيست كه خيانت زنان نسبت بشوهران از ميان رفته باشد بلكه علت آن اين است كه مرد نميخواهد بىعفتى زنش آشكار گردد و بحيثيت او لطمه‌اى وارد آيد . در اين گونه موارد چون مرد بعدم عفت زن پى برد و