وجود كراهت طفل به او غذا ميدهند و او از آن پس در غذاى خانواده سهيم مىشود .
معمولا پس از تولد طفل ، ماما يا يكى از بزرگان خانواده در گوش او اذان ميگويد تا طفل در جرگهء مؤمنين داخل گردد .
نامگذارى
نامگذارى كودك هم بايد با تشريفات خاصى انجام يابد . پدر طفل بستگان و دوستان خود را در ساعت سعدى كه تقويم معين كرده باشد دعوت مينمايد ، مخصوصا در دهكدهها بايد از ملا هم دعوت شود . پس از صرف شيرينى و شربت طفل قنداق شده را بمجلس ميآورند و بدست ملا ميدهند ، ملا هم او را گرفته در كف اطاق ميگذارد و پنج نام را كه روى پنج تكه كاغذ نوشته شده در ميان اوراق قرآن ميگذارد و پس از خواندن سورهء اول قرآن يكى از اين كاغذها را مانند قرعه بيرون ميآورد و طفل را از زمين برداشته نامى را كه در روى كاغذ است به گوش او ميخواند و بعد با صداى بلند او را مينامد و بحضار نشان ميدهد و از آن پس كودك رسما داخل اجتماع ميگردد .
اطفال ذكور را بيشتر بنام پيغمبر ( ص ) و دوازده امام ( ع ) مينامند ولى از كتاب توراة هم نامهائى از قبيل ابراهيم و اسمعيل و سليمان و يوسف و موسى و غيره انتخاب مينمايند . دختران را غالبا فاطمه نام ميگذارند و گاهى هم نام گل يا مرغى را براى آنها انتخاب ميكنند .
تولد دختر
تولد دختر در خانواده تقريبا علامت ماتم است و مادر از ورود او محزون ميگردد و بسا مىشود كه گريه مىكند و اگر او را از گريستن مانع شوند ميگويد : « چرا براى اين طفل گريه نكنم كه در آتيه مانند من بدبخت مىشود و بايد پيوسته در زندگانى درد و رنج بكشد . دختر سياهبخت است و در جامعه قدرى ندارد . اگر احيانا در حضور پدرش گريه كند ممكن است او را از اطاق بيرون اندازد تا صدايش خاموش شود . پدر بشنيدن گريهء دختر حاضر نيست و ميداند كه اگر او را خفه كند و مرتكب چنين جنايت موحشى گردد مسئوليتى متوجه