تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
كه ما ديگر بديدن روى او موفق نخواهيم شد . » و همين كه آخرين جمله را تلفظ كرد زنان با آهنك صداى او با دست راست به سينه ميزنند و طولى نميكشد كه حالت تأثرى به تمام جمعيت عارض ميگردد و همه بگريه ميافتند و بتقليد مرثيه‌خوان همان جمل را تكرار ميكنند و ميگويند بيائيد براى خواهر عزيزمان گريه كنيم ، براى خواهرى كه روحش در آسمان در پرواز است . بيائيد گريه كنيم ! گريه كنيم ! حضار فوق‌العاده متأثر ميشوند و صداى آه و ناله بلند ميگردد ، مخصوصا خواهران و دختران و نزديكان ميت هنگامه‌اى برپا ميكنند ، صورت‌ها را با ناخن ميخراشند و گيسوانرا ميكنند و لباسهاى خود را پاره ميكنند و جيغ‌هاى وحشتناك ميكشند و از خود بى خود شده سرها را محكم به ديوار يا به زمين ميكوبند و از حال ميروند . پس از مدتى مرثيه‌خوان قطع سخن مىكند و همه يك دفعه ساكت ميشوند . استكانهاى چاى و قليانها بگردش درميآيند و پس از آنكه مختصر رمقى در حضار پيدا شد دوباره به همان طريق صحنهء اندوهبار تجديد مىشود .

انتقال اجساد بامكنهء مقدسه

هرمسلمان مؤمنى آرزو دارد كه پس از مرك در جوار مقابر امامان مدفون گردد و به همين جهت است كه مؤمنين ثروتمند ببازماندگان خود وصيت ميكنند كه اجساد آنها را پس از مرك بكربلا و نجف يا مشهد انتقال دهند . انتقال اموات هميشه به وضع محترمانه‌اى صورت نميگيرد ، اغلب اوقات كسان ميت همراه نعش نميروند بلكه آن را بقاطرچيان ميسپارند و آنها هم گاهى مىشود كه چهار نعش را مانند عدل مال التجاره‌اى بر روى يك قاطر بار ميكنند و مىبرند ، در مواقعى از سال ديده مىشود كه كاروان‌هاى بزرگى به راه مىافتند و بار قاطرهاى آنها اجساد اموات است . چون كربلا در خاك عثمانى واقع شده است سلطان ترك نرخى براى ورود اموات معين كرده است و از هرنعش نيم ليرهء ترك حق الورود ميگيرد .