تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
تزيين قبر و سنك روى آن بسته است به تمكن خانوادهء ميت . گاهى سنگهاى بزرگى كه اشعارى هم روى آن‌ها نوشته شده است روى قبر مياندازند و غالبا به نوشتن نام ميت و نام پدر او و تاريخ وفات اكتفا مىشود . انداختن سنك محكوك در روى قبر در زمانهاى قديم هم در ايران معمول بوده است ، خوشبختانه ما نمونه‌اى از آن را در نيشابور ديديم كه تاريخ آن بقرن دوازدهم ميرسد ، اين سنك قبر بزائرى تعلق داشته است كه نامش ابو سعد و نسبش بخانوادهء على ( ع ) ميرسيده و وفاتش در سال 496 هجرى اتفاق افتاده كه مطابق است با سال 1103 ميلادى . اين سنك در كمال ظرافت به خط كوفى حكاكى شده است . موسيو « ماكس وان برشم »
Max . Van . Berchem
اين لوحه را براى ما چنين ترجمه كرد : « بسم اللّه الرحمن الرحيم . اينجا مقبرهء سيد ابو سعد بن ابو الحسن بن الحسين زائر نقار است ( نقار بمعنى سنك‌تراش و حكاك سنك است ) كه خداوند بر او رحمت نمايد . او در دههء اول ماه ربيع الثانى 496 ( 12 تا 22 ژانويه 1103 ) وفات يافته است . » در زمانهاى بعد در ايران سنگهائى درست كرده‌اند كه به شكل تابوت است ولى عرض آن از تابوت كمتر است . سنك تابوتى كه در نيشابور يافتيم از حيث ماده و حجارى شبيه است بسنگهائى كه در سمرقند در امامزادهء چهل‌تن در مقبرهء امير تيمور ديديم . بارى بعد از تشريفات تدفين اگر خانواده استطاعتى داشته باشد چادر كوچكى بر روى قبر مىزند و يك يا دو نفر ملا چند روزى در آن منزل ميكنند و مشغول خواندن قرآن ميشوند . پس از تدفين مشايعين بخانهء ميت برگشته ناهارى ميخورند و متفرق ميشوند . روز هفتم باز خانوادهء ميت بر سر قبر ميروند و پس از برگشتن بهمراهان شام ميدهند و اين عمل در روز چهلم و در سر سال ميت نيز تكرار مىشود . خانوادهء ميت چندين هفته و حتى چندين ماه لباس ماتم را از خود دور نميكنند و چون مدتى گذشت يكى از محترمين ميآيد و امر مىكند كه اعضاى خانواده لباسهاى