تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١

قسمت چهارم مراسم تدفين اموات

آخرين لحظات زندگى

در ايالات و ولايات وقتى كه مردى به آخرين لحظات زندگى نزديك شد به اقوام و بستگان و دوستان او خبر ميدهند و طولى نميكشد كه اطاق محتضر پر از جمعيت مىشود و بجاى اينكه سكوت برقرار گردد همه با هم صحبت ميكنند و قليان يا چپق ميكشند و اطاقى را كه بجز در ورودى منفذ ديگرى ندارد پر از دود ميكنند بحديكه هواى آن ديگر قابل تنفس نميشود . غالبا در همين موقع است كه طبيب را براى معالجهء مريض ميطلبند ، طبيب بعد از آنكه محتضر غسالخانهء قم را ديد و دانست كه عنقريب بدرود حيات خواهد گفت بحضار ميگويد كه چرا دير به من خبر داديد و محض تسلى مريض نسخه‌اى مينويسد كه قابل استفاده نيست مثلا دستور ميدهد كه به او مطبوخ فلان گياه بدون تأثير را بدهند و براى غذاى او هم آبگوشتى از خرچنك‌هاى كوچك فراهم نمايند .