تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
معمولا زن در بالين شوهر خود ميماند و با خاكى كه از ديوار خانه كنده است گلى درست مىكند و به پيشانى و شقيقه‌هاى مريض ميمالد و حضار با آشاميدن چاى و كشيدن قليان دواهائى براى مريض تجويز ميكنند ، مخصوصا پيرزنان دستورات مخصوصى ميدهند ، مثلا شكم مرغ زنده‌اى را پاره كرده روى پاى او مياندازند .

حضور ملا

قبل از اينكه مريض محتضر آخرين نفس را بكشد ملائى را دعوت مىكنند ، ملا ميآيد و بر بالين مريض مينشيند و دعائى ميخواند و براى تسلى او سخنانى بر زبان ميآورد و به او ميگويد اعتماد و اعتقاد بالطاف خداوند داشته باشد و اگر مطلب لازمى دارد بگويد و باصطلاح وصيت كند و بعد به او تلقين مىكند كه به پيغمبر ( ص ) و امامان متوسل گردد تا در روز قيامت از او شفاعت نمايند . همين كه محتضر آخرين نفس خود را كشيد حضار او را به طرف قبله دراز درويش گدا ميكنند و كسانى كه در اطراف او هستند جملاتى مبنى بر آمرزش او به زبان ميآورند و از مردن او اظهار تأسف مىكنند . در اينموقع زن شوهر خود را ترك كرده جسد او را در اختيار مردان ميگذارد . يكى از حضار بلند شده پاهاى او را دراز مىكند و چشمان او را مىبندد و ديگرى مقدارى پنبه برداشته در سوراخهاى گوشها و منخرين او فروميبرد و پارچه‌اى هم در دهان او فروميكند . ملاى حاضر سوره‌اى از قرآن ميخواند و حضار از صفات حميدهء ميت تمجيد
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 272 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى