تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
به او رد كند و اين كار بزيان او تمام خواهد شد ، طلاق هم دو قسم است : رجعى و قطعى ، هرگاه طلاق رجعى باشد مرد ميتواند دوباره زن را بخانهء خود بياورد ولى اگر قطعى باشد يعنى باصطلاح زن سه‌طلاقه شده باشد مرد ديگر نميتواند با او پيوند نمايد مگر اينكه زن شوهر ديگرى بكند و از او طلاق بگيرد و دوباره به عقد شوهر اول درآيد . زنان را اغلب به علت مريض بودن يا نابينا شدن و يا نياوردن اولاد طلاق ميدهند ولى گاهى هم مردان سودپرست براى اينكه زن ثروتمند و زيباترى را به خانه بياورند همسر باوفاى اولى خود را طلاق ميدهند . هرگاه مرد زن‌دارى بخواهد با شاهزاده خانمى ازدواج نمايد مجبور است زن خود را طلاق دهد و فقط در اينموقع است كه بطور استثناء تعدد زوجات از ميان ميرود ، گاهى هم حسادت يكزن تازه مرد را وادار مىكند كه زنان قبلى خود را طلاق دهد . بايد دانست كه طلاق بيشتر در طبقهء بىبضاعت واقع ميگردد و در طبقهء اعيان و اشراف و توانگران كمتر واقع مىشود زيرا كه از ترس گرفتار شدن بكينه‌ورزى اقوام زن و يا از ترس فاش شدن اسرار محرمانهء خود كمتر بچنين عملى مبادرت مينمايند . زن هم ميتواند عملا مرد را طلاق بدهد يعنى از مهريه و ساير حقوق خود صرف - نظر نمايد و مرد را راضى بطلاق دادن كند .

ازدواج زنان بيوه

زن پس از طلاق گرفتن يا مرك شوهر ميتواند پس از مدت كمى شوهر ديگرى اختيار كند و اگر شخصا داراى ثروتى باشد ممكن است در ازدواج ثانوى خوشبخت گردد زيرا با تجربه‌اى كه حاصل كرده است ديگر اختيار خود را بدست زنان دلاله نميدهد و شوهرى مطابق ميل و سليقهء خود انتخاب مىكند . در ميان روستائيان و قبايل و عشاير گرفتن زن بيوه بسيار رايج است و بسا مىشود كه مهريهء زيادترى براى زن بيوه معين ميكنند ، اين مزايا براى اينست كه زنان بيوه پرتجربه هستند و در خانه‌دارى و پختن نان و دوختن لباس و بافتن فرش مهارت دارند