تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
نزول مينمايد جدا از هم‌نشينى و هم‌صحبتى با عيسويان پرهيز مىكند . بطوريكه شنيدم حاكم تبريز در سال 1841 چندين روز از پذيرفتن قونسول فرانسه خوددارى كرد و عذرش اين بود كه چون باران باريده و هوا مرطوب است نميتوانم با فرنگى ملاقات كنم زيرا كه ناپاكى او به من هم سرايت خواهد كرد و با چنين وضعى نميتوانم بعبادت پردازم و بوظايف مذهبى خود عمل نمايم . ايرانى مسلمان هرگز حاضر نخواهد شد كه يك فنجان چاى با فرنگى صرف نمايد زيرا ظرفى كه فرنگى به آن دست زده ناپاك است و مسلمان نميتواند در آن چاى بياشامد و اگر احيانا مجبور باشد كه از فرنگى پذيرائى كند پس از رفتن او همهء كاروانسراى منظريه بين راه تهران بقم ظروفى را كه براى او استعمال شده‌اند به زمين زده خرد مىكند كه ديگر قابل استفاده نباشند ، فقط ظروف مسين را ممكن است مدتى در آب جارى گذاشت و دعائى خواند تا ناپاكى آنها زايل گردد .