متاهل و دختران شوهررفته به آنها ملحق ميشوند مجموعا در يك اطاق زندگى ميكنند .
در ميان اين جمعيت ، كودكان نوزاد نيمعريانى نيز ديده ميشوند كه وسايل بهداشت ابتدائى هم براى آنان فراهم نشده است . اين موجودات كوچك از كودكى رنج ميكشند و مبتلا بچشمدرد و امراض ديگر ميگردند ، و چون والدين آنها معتقد بقضاوقدر و نصيب و قسمت هستند درصدد معالجهء آنها برنميآيند و ميگويند هرچه مقدر شده همان خواهد شد و سرنوشت كسى را نميتوان تغيير داد . علت اصلى بىاعتنائى و عدم مراقبت آنها همين اوهام است و نميتوان گفت كه پدر و مادر علاقهاى نسبت به فرزند خود ندارند زيرا كه پدر ايرانى و مخصوصا مادر علاقه و دلبستگى تامى نسبت بفرزندان خود دارد يعنى علاقه و محبتى كه در كشورهاى ديگر كمتر ديده مىشود .
لباس مردان و زنان معمولا از پارچههاى پنبهاى درست مىشود كه غالبا رنگ آبى تيرهاى دارد و اغلب كوتاه است و از زانو به پائين نميآيد و ساق پا را نميپوشاند .
مردان روستائى كلاههائى بر سر ميگذارند كه در هرناحيه شكل آنها متفاوت است و زنان سرهاى خود را با پارچهاى ميپوشانند و يا چهارقدى بسر مياندازند و غالبا چادرهاى شطرنجى سفيد و آبى دارند كه از بافتههاى دست خود آنها است .
غذاى روستائيان مركب از حبوبات و لبنيات است ، غالبا نان و دوغ و نباتات صحرائى ميخورند ، در موقع غذا خوردن استعمال قاشق در كار نيست مگر وقتى كه آش گرمى بخورند ، در اين مواقع هم هردو نفر يك قاشق چوبى دارند كه بنوبت آن را به كار مىبرند .
در دهكدهها نان را زنها ميپزند . طرز تهيهء نان در همهجا يكسان نيست .
در برخى جاها خمير را با دست اندكى پهن كرده و ببدنهء تنور ميزنند تا پخته شود و در جاهاى ديگر خمير را با نورد نازك كرده به تنور مىبرند ، اين نوع نان كه آن را لواش ميگويند مخصوصا وقتى كه تازه باشد بسيار مطبوع است .
ايرانيان دو قسم نمك مصرف ميكنند . در نواحى مجاور دريا نمك را از آب دريا استخراج مينمايند ولى در مركز و نواحى دور از دريا آن را از معدن استخراج مينمايند ،
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٢٢٥