تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
مقدسى بود كه نسل‌اندرنسل به او انتقال يافته بود . درويشان غالبا تسبيحى هم دارند كه براى گذراندن وقت دانه‌هاى آن را با انگشتان خود جابجا ميكنند ولى تسبيح آنها مانند تسبيح ديگران نيست . اين تسبيح غالبا داراى دانه‌هاى درشت گردى است مانند گردو كه از عاج يا مادهء گرانبهاى ديگرى درست شده و در روى آنها هم نقش‌ونگارى با هنرمندى حكاكى شده است .

طرز گدائى درويش

درويشان مانند گداها دست طلب بسوى كسى دراز نميكنند آنها فقط در كوچه راه ميروند و اشعارى ميخوانند و يا ذكرى ميكنند و چون بعابرى برسند بجاى سلام ميگويند يا هو . . . يا حق . . . و يا فقط بلفظ حق اكتفا ميكنند و معنى اين كلمه اين است كه اى عابر هركه ميخواهى باش ، مؤمن يا كافر در اداى ماليات خودت بدرويش كوتاهى نكن گاهى هم درويشان براى گرفتن ماليات چيزهاى كم‌اهميتى بعابرين ميدهند از قبيل برك سبز يا گل و يا ميوه و يا نقل و در عوض پولى ميگيرند . بهترين موقع گدائى درويشان ايام عيد نوروز است زيرا كه در اين موقع صدقه و احسان مانند سيل جارى مىشود و هرعابرى باميد اينكه در سال نو خوشبخت شود چيزى بگدا يا درويش ميدهد . در اين موقع درويشان در بيرون خانهء اعيان و اشراف و متمولين چادر كوچكى ميزنند و در آن منزل ميكنند و در جلوى چادر خاك و گل جمع ميكنند و شاخه‌هاى سبزى درآن فروميبرند و پوست ببر و كشكول خود را به ديوار مىآويزند و مشغول خواندن اشعار و اوراد خود ميشوند و يا حق‌گويان ماليات خود را مطالبه مىكنند . چون خيمه زدن درويش در بيرون خانه‌اى نشانهء ابهت و جلال و قدرت صاحب خانه است بسا مىشود كه مدت يكهفته درويش را در بيرون خانه نگاه ميدارند تا مردم او را به‌بينند و بعد چيزى به او ميدهند اما وقتى كه درويش ببيند كه دادن ماليات به طول انجاميد اسباب اذيت صاحب‌خانه را فراهم مىكند و با بوقى كه از شاخ گاوميش درست كرده است و همراه دارد ، صداىهاى نامطبوع عجيب‌وغريبى بلند