ها و چهار رشته زنجير است و درويش گاهى آن را در دست گرفته و گاهى هم بر تسمه اى كه در كمر دارد ميآويزد و چيزهائى را كه عابرين به او ميدهند در همين كشكول مى - ريزد . كشكول هم جعبه درويش و هم ظرف آبخورى او است .
پارهاى از اين درويشان بسيار تميز هستند ، گيسوان و ريش را شستوشو ميدهند و شانه ميزنند و انسان از ديدن آنها كراهتى احساس نميكند . ما يكى از اين درويشان را در محلهء خارج شهر اصفهان ديديم كه بسيار تميز بود و سنك سخت تراشيده و قشنگى هم در سينه آويخته بود ، اين سنك بمنزلهء طلسمى بود كه در روى آن دعاهائى حك شده بود . ما با اشكال زياد موفق شديم كه اين طلسم را از او خريدارى كنيم به اين شرط كه كسى از اين معامله آگاه نگردد زيرا كه اين سنك تعويذ قطعه سنك منقشى كه درويش به سينه آويخته بود . متعلق بقرن 18 ( كلكسيون مؤلف )
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص١٧٣