درويش خاكسار كه بر گاوميش سوار شده است
مىكند تا صاحبخانه خسته شده زودتر وام خود را بدرويش بپردازد . درويشانى هم هستند كه مانند نقالهاى قديمى ما داستانهاى زيادى بخاطر سپردهاند و در معابر مشغول داستانسرائى ميشوند و عابرين هم در اطراف آنها حلقه زده گوش ميدهند و پولى هم به آنها ميدهند .
درويشان ساحر
درويش برحسب عادت مجاز است كه در هرمجمعى وارد شده در سر هرسفرهاى بنشيند و چونوچرائى در كار او نيست ، مهمان ناخوانده و غيرمنتظريست كه هميشه خوش آمده است و عامه از او ميترسند و او را صاحب اعجاز و الهام ميدانند و به پيشبينى و غيب - گوئى او عقيده دارند .
بهتر آن است كه سياحان اروپائى هم با دادن يك يا دو قران درويش را از خود