تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧

فساد اخلاق درويشان

از نقطهء نظر اخلاقى اغلب درويشان پست‌ترين طبقهء اجتماع ميباشند ، اينها عوام‌فريبى ميكنند و بمردم بيسواد و دهقانان زيانهاى مادى و معنوى ميرسانند و اگر مشروبات الكلى در دسترس آنها باشد به حد افراط مينوشند و در كشيدن ترياك و بنگ و حشيش افراط ميكنند . مردم عاقل و روشنفكر براى اين اشخاص ولگرد احترامى قائل نيستند ولى از زيان رساندن آنها ميترسند و متعرض آنها نميشوند و همين امر سبب شده است كه اينها بر افكار مردم خوشباور فشار وارد كنند

فرق مختلف درويشان

درويشان بفرق مختلف تقسيم ميشوند و هرفرقه مرام و مسلك و مرشد خاصى دارد . درويشانى كه در فوق به وضع آنها اشاره كرديم از فرقهء خاكسارانند و همان كسانى هستند كه با تكدى امرار حيات ميكنند پيروان اين فرقه اغلب از شهرى به شهر ديگر مهاجرت ميكنند ، وقتى كه هواى خراسان يا تهران سرد مىشود به طرف جنوب ايران ميروند و چون هواى اين نواحى گرم شد دوباره به طرف شمال مراجعت مينمايند . بعضى هم منزل ثابت و معينى دارند و در موقع سال نو و موسم درو و خرمن‌كوبى در اطراف بتكدى ميپردازند . درويشان فرقهء خاكسار بازوبندى دارند و بازوهاى خود را هم خال‌كوبى كرده‌اند و با اين علامات از ساير فرق تشخيص داده ميشوند ، از سه هزار نفر درويش كه در تهران و اطراف آن سكونت دارند 600 نفر از فرقهء خاكسارانند . فرق مختلف ديگرى نيز هستند كه داراى لباس مخصوصى نيستند و بكسب و كار اشتغال دارند و تابع مسلك و پير و مرشد معينى ميباشند و بدستورات او عمل مينمايند اينها سربار جامعه نيستند و زيانى به كسى نميرسانند . درويشان براى مسافرت و سياحت بلاد ، تابع قوانين مخصوصى نيستند فقط از مرشد اجازه گرفته بهركجا كه مايل باشند ميروند . عموما در دهكده‌ها و شهرها قدم‌زنان اشعارى ميخوانند و يا در ميدانهاى عمومى به نقالى ميپردازند و داستانهائى از شاهان و پهلوانان افسانه‌اى براى مردم نقل ميكنند ، بعضى هم مارگير هستند و انواع مارها