از اين مطبوخ آشاميدند بسيار بدخلق و خشمگين ميگردند و از هرچيز روگردان ميشوند و با يكديگر بنزاع ميپردازند و عربده ميكشند ، اما كمى بعد آرام ميشوند و با هم آشتى ميكنند و هركسى مطابق ميل خود رفتار مىكند ، عاشق از زيبائى و دلربائى معشوقهء خود داستانسرائى مىكند ، ديگرى چرت مىزند يا ميخندد و ديگرى ببازوى خود مينازد و شجاعتفروشى مىكند و پارهاى هم بياوهگوئى پرداخته داستانهاى بيمعنى و مضحكى نقل ميكنند و خلاصه آنكه انسان عاقل همين كه بچنين محلى وارد شد و بتماشاى اشخاص پرداخت تصور بلكه يقين مىكند كه در دار المجانين وارد شده است اما كمى بعد همه بچرت ميافتند و بيحس ميشوند و آن شور و غوغاى مجنونانه از ميان ميرود ، ايرانيان عموما اين نوع كيف را مىپسندند و با كمال ميل باستقبال آن ميروند .
مزرعهء خشخاش در حوالى اصفهان
اشراف و اعيان و بزرگان اين عمل را در خانههاى خود انجام ميدهند ، نوكران را ميفرستند كه شيشههائى از اين مشروب از كوكنار خانه بياورند و بنوشيدن آن مشغول ميشوند و اين مشروب بقدرى شايع است كه من گمان نميكنم بيش از 15
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٨٩