وضع رقتبار اين زن و شوهر در صاحب منزل تأثيرى ندارد و بدون خجالت كرايه زيادى از اين كلبهء محقر كه در اختيار آنان گذارده ميگيرد و هيزمى را كه ما براى مصرف خود خريدهايم هرتكه به مبلغ يكقران به آنها ميفروشد . مسلم است كه اگر مأمورين دولت او را از اين گرانفروشى ممانعت نكنند و بزندان نياندازند در مدت قليلى از اين نوع تجارت ثروتمند خواهد شد .
سرگرمى ما منحصر است برفتن كنار دريا و ديدن كشتيهاى تازهوارد و اطلاع يافتن از حركت كشتى چاپارى كه بايد ما را از اينجا ببادكوبه منتقل نمايد .
امروز روز دوشنبه است از صبح تا ظهر باران بشدت باريده و هوائيكه ما استنشاق ميكنيم كاملا از رطوبت اشباع شده و از تمام شهر انزلى بوى نامطبوع حزن آورى متصاعد است . اگر بخواهيم از كلبه خود براى قدم زدن بيرون آئيم ناچاريم كه از جزيرهاى بجزيرهء ديگر پرواز نمائيم زيرا كه تمام حفرههاى بين راه پر از آب شده است ، طوفان هم تمام كشتيها و قايقها را به بندر پناهنده كرده است . امواج با شدت بسد برميخورد و كفكنان برميگردد .
چند لحظهايست كه ريزش باران قطع شده ولى مه غليظى هوا را تاريك كرده است ، مسافرينى كه در اينجا بانتظار ورود كشتى بسر مىبرند و گرفتار چنين هواى نامطلوبى شدهاند به اين فكر افتادهاند كه با الكل سروكار پيدا كنند ، بدبختانه بعضى اندازه را مراعات نكرده و بقدرى از اين نوشابهء جنونآور نوشيدهاند كه مست و لايعقل در گوشهء مرطوبى افتادهاند
آخرين شب اقامت ما در انزلى مخصوصا بسيار بد گذشت ، از شب تا صبح در اين خانه نزاع و زدوخورد دوام داشت . ابتدا بين شوهر صاحبخانه و ارمنى مسافرى نزاع درگرفت و صاحبخانه ارمنى بدبخت را بدون جهت كتك زيادى زد و پس از آن هم با مسافر ديگرى با ورق مشغول قمار گرديد و عاقبت كار بزدوخورد منتهى گرديد ، كاردها از غلاف بيرون آمد و به يكديگر حملهور شدند ، با اينكه ما بعالم تمدن نزديك
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1139
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص١١٣٩