قايق خود را بساحل برسانند و اجبارا دوباره ببادكوبه برميگردند تا پس از بر طرف شدن طوفان با كشتى ديگرى خود را بانزلى برسانند . در كنار دريا چند قايق بخارى هست كه مسافرين مىتوانند با آنها از ساحل بكشتى بروند و يا از كشتى بساحل بيايند يكى از اين قايقها بشاه اختصاص دارد و آن را قايق سلطنتى مينامند . اين قايق ميتواند در دريا گردش كند ولى ورود آن با پرچم ايران به بنادر روس ممنوع است . برجى هم در كنار دريا هست كه شبها براى راهنمائى كشتيها چراغى در آن روشن ميكنند .
تملك بحر خزر
درياى خزر بدولت روس تعلق دارد و ايران حق كشتيرانى در اين دريا را ندارد ، راجع بواگذارى اين دريا بدولت روس داستان زير را براى ما نقل كرده و گفتند در چند سال قبل يكى از ديپلماتهاى زبردست روسيه خدعهاى به كار برد و اين دريا را به تصرف روسيه درآورد . اين ديپلمات روزى بحضور شاه ايران رفت و در ضمن صحبت به او گفت :
« اين دريا جز مقدارى آب شور چيز ديگر قابلاستفادهاى ندارد و دولت روس از شاهنشاه تقاضا دارد كه اين محوطه آب شور را از روى مرحمت به او واگذار نمايد . » يكى از وزراى سادهلوح ايران كه در آن موقع حضور داشت بشاه عرض كرد كه ما بركههاى نمكزار زيادى در مملكت خود داريم و احتياجى به اين آب شور نداريم ، بهتر آن است شاهنشاه اين تقاضا را رد نكند و امپراتور روسيه را با اين بخشش از خود خوشنود نمايد . شاه هم فورا پيشنهاد وزير را پذيرفت و از اين دريا كه تنها مخرج ايران در طرف شمال مملكت بود صرفنظر نمود . ولى به نظر من اين گزارش داستانى بيش نيست و مسلما در موقع انعقاد معاهدهء تركمانچاى در فوريه 1828 اين دريا بدولت روس تعلق گرفته است .
پيره بازار
مسافت بين رشت تا انزلى تقريبا 40 كيلومتر است ، در زمان قديم تجار در حملونقل مال التجاره باشكالاتى برميخوردند و پس از پياده شدن از كشتى با زحمت مال التجارهء خود را