و قابل سكونت نيست .
بازار و محلهء بوميان
در كنار دريا بازارچهايست كه دكانهاى يك طبقهاى دارد و در آنها ما يحتاج زندگانى سكنه به فروش ميرسد . صرافان زيادى در اين بازارچه هستند . ايرانيانى كه از اروپا برگشته و آنچه داشتهاند در قمارخانهها باختهاند با وثيقه و سود زيادى از اين صرافان وجهى بعنوان وام ميگيرند .
محلهء بوميان داراى كلبههائيست كه بام آنها با ساقهء برنج پوشيده شده است ، كوچههاى تنگ و كثيف با زواياى قائمه يكديگر را قطع و خانهها را بمربعاتى تقسيم ميكنند . در كوچهها كودكانى تحت نظر مادران كه در آستانه خانه نشستهاند در آب و گل مشغول بازى هستند .
برج چراغ
تنها بناى قديمى كه در انزلى ديده مىشود برجى است كه شايد در دو يا سه قرن پيش چراغى براى راهنمائى كشتىها در بالاى آن قرار ميدادهاند ولى اكنون شبيه بمناره و يا يك برج جنگى است زيرا كه در بالاى آن سوراخهائى مانند تيركش ديده مىشود .
انزلى تنها بندر ايرانى قابلملاحظه بحر خزر است . در اينجا يك لنگرگاه طبيعى وجود دارد كه كشتيها و قايقها در مواقع طوفانى به آن پناهنده ميشوند . در كنار دريا تپههاى شن زيادى جمع شده كه براى ورود كشتى بساحل مانع بزرگى است .
سردار منصور سد چوبى قشنگى در كنار دريا در مقابل گمركخانه ساخته است تا كشتى بتواند بساحل نزديك شود و به آن متصل گردد ، كشتيهاى بزرگ بخارى روسى در فاصلهء زيادى از ساحل لنگر مياندازند و مسافرين مجبورند كه بخرج خود و با قايق بساحل بيايند و بسا مىشود كه در مواقع طوفانى با خطر مواجه مىگردند .
مسافرينى كه از بادكوبه مىآيند بسا مىشود كه بواسطهء طوفان شديد نميتوانند با