ميدان به زمين گذارده و مطالبه اضافه اجرت مينمودند . در هرحال ما مجبور شديم كه با دادن اضافهاى آنها را بحمل بارها راضى نمائيم .
حركت به طرف انزلى
در موقع حركت ما از رشت هوا خوب بود و آفتاب هم گاهى از لاى ابرها نمايان ميگرديد و ما متواليا از باتلاقها و جنگلها و مزارع برنجكارى عبور ميكرديم ، كلبههاى دهقانان بين راه مختلف است ، بام بعضى با سفال و بعضى با ساقهء برنج پوشيده شده است ، نيزارهاى زيادى هم در بين راه ديده ميشد ، گاهى در قهوهخانهاى براى صرف چاى مختصر توقفى ميكرديم و دوباره به راه ميافتاديم .
صيد ماهى
صيد ماهى نيز يكى از منابع عايدات گيلان است . در مصب رودخانههاى بزرگ مخصوصا سفيدرود ماهى زيادى صيد ميكنند ، بطوريكه نقل ميكردند در يكروز 40000 ماهى درشت از سفيدرود و 30000 از مرداب انزلى با تور صيد كردهاند . در موقعى كه با قايق از روى مرداب انزلى عبور ميكرديم ، اتفاقا دوربين عكاسى من از دستم رها شد و در آب افتاد . خوشبختانه فورا يكى از زورقچيان غواصوار خود را به آب انداخت و پس از چند لحظه دوربين را كه آب شور دريا در آن نفوذ كرده بود به من تحويل داد .
شهر بدون مهمانخانه
بطوريكه ميگفتند سرويس كشتيرانى در فصل زمستان منظم نيست و ما بايد صبر كنيم تا كشتى برسد . بدبختانه در اين شهر فقط دو مهمانخانه هست كه يكى را صاحبش بسته و رفته است و ديگرى را كارمندان بهدارى براى قرنطين مسافرينى كه از بادكوبه وارد ميشوند اشغال كردهاند . خوشبختانه يك زن ارمنى روسى اطاق كوچكى كه اثاثه آن نظيف بود با كرايه زيادى در اختيار ما گذارد و كوشش داشت با جعبهاى كه صداى ساز ميداد ما را سرگرم نمايد .