خود را به پشت بسته و با اين حال مشغول چيدن زيتون هستند .
در هرطرف آب فراوان ديده مىشود و همهجا از علف و گياه و اشجار مستور است . در هرقدم زمزمهء گوشنواز آبشار كوچكى شنيده مىشود كه از دامنه كوه سرازير مىشود و از جاده عبور مىكند و بسفيدرود ملحق ميگردد كه در عمق دره با جوشوخروش در روى ريگهاى بستر خود ميغلطد .
پس از طى چند فرسخ بجنگل رشت رسيديم كه برف در رأس درختان آن درخشندگى داشت . هواى جنگل سرد و مرطوب بود ولى در هرقدم كلبه هيزمشكنى يا قهوهخانهاى ديده ميشد كه با چوب و شاخه درختان درست شده است و مسافر ميتواند در آنها لحظهاى استراحت نمايد . اين كلبهها در كنار جاده بنا شده و پل كوچكى آنها را بجاده متصل مينمايد . در اينجا بام خانهها را با تخته و سفال پوشاندهاند .
هيزمشكن
من در طى مسافرتهاى خود هيچوقت جنگلى را نديدم كه اينطور بىنظم و ترتيب باشد و در نگاهدارى آن مراقبتى به عمل نيايد و هركس بتواند آزادانه اشجار آن را بريده و به مصرف رساند و يا تبديل بزغال نمايد . سر درختان كهنسال خشكيده و از سبزههاى خزهمانند پوشيده شده است ، بعضى از آنها پوسيده و روى زمين افتاده و آب هم در همهجا باتلاقى تشكيل داده است .
در اينجا تير تلگراف ديده نميشود ، سيم را بدرختان بلندى نصب كردهاند كه تمام تنهء آنها را نباتات خزهمانندى پوشانده است .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1127
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص١١٢٧