تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1126

مساهمون:

ص١١٢٦
حاضر شود بنابراين ما تصميم گرفتيم كه بدون توقف در راه زودتر خود را به رشت برسانيم . اگرچه 48 ساعت راه‌پيمائى براى ما خالى از زحمت نيست ولى ما بتحمل چنين زحماتى عادت كرده‌ايم و در ضمن مسافرت در ايران از اين نوع خستگىها مكرر ديده‌ايم ، بعلاوه مسافرت در شب مهتاب هم كيفيت خاصى دارد . بهرحال ما نصايح عاقلانهء مدير چاپارخانه را پذيرفته و زود حركت كرديم . در طرف راست راه رشته‌كوهى است كه پر از صخره است و هيچگونه گياهى در آن ديده نميشود و جابجا مانند ديوار بسيار بلندى در كنار راه امتداد دارد .

پل منجيل

جمعه 15 نوامبر - طرف صبح از پل منجيل گذشتيم و دوباره در كوهستان داخل شديم . در اين كوهستان جابجا چند درخت كاج و سرو جنگلى از دور ديده مىشود اما در طرف ديگر رودخانه درختان زيتون جنگلى تشكيل داده است . اكنون آفتاب طلوع كرده و ما اتصالا بدسته‌هاى الاغ يا قطارهاى شتر و قاطر برميخوريم كه مال التجاره حمل مينمايند . اين حيوانات بيشتر چليك‌هاى نفت را كه از بادكوبه برشت وارد شده بداخلهء ايران حمل ميكنند . شب گذشته ما بقطارهاى شتران برخورديم كه پنج تا شش ساعت طول ميكشيد تا از كنار وسايل نقليه ما عبور نمايند جابجا در بين راه كاروانها توقف نموده و با نفت آتشى افروخته بودند تا گرم شوند .

ورود بجنگل

اكنون در ناحيه‌اى راه مىپيمائيم كه كوهستان از درختان جنگلى مستور شده و بام خانه‌ها هم از شاخ‌وبرگ درختان پوشيده شده است ، خانه‌هاى دهكده در ميان درختان زيتون پراكنده‌اند و منظرهء ايالت پروانس فرانسه را بخاطر ميآورند . زنان جامهء قرمزى پوشيده و سر را با دستمالى بسته‌اند و در ميان جنگل در رفت‌وآمد ميباشند ، بعضى هم اطفال