تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1123

مساهمون:

ص١١٢٣

در راه قزوين

از تهران بقزوين راه مستقيم و يكنواخت است و برعكس ساير راههاى ايران در هرايستگاهى يك مهمانخانه ساخته‌اند . اما مهمانخانه قابل سكونت نيست . تختخوابهاى چوبى نامطلوب و فرش و پردهء مندرسى دارد و ما بيم آن را داريم كه اگر در چنين محلى استراحت كنيم ممكن است پس از چند لحظه يك كلنى از حشرات موذيه بما حمله‌ور شوند . صاحب مهمانخانه هم فقط بفكر خالى كردن كيسهء مسافرين است . هوا فوق‌العاده سرد و اطاق بزرگى كه در اختيار ما گذارده‌اند در و پنجرهء خوبى ندارد و ما در معرض كوران خطرناكى قرار گرفته‌ايم . چهارشنبه 13 نوامبر - اكنون ما در بيابان لم يزرع يكنواختى راه مىپيمائيم . اگرچه راه مستقيم است ولى گاهى از بلندى و پستىهائى عبور ميكنيم و بجويبارهاى خشكى برميخوريم اما چون مهندسين روسى اين راه را ساخته‌اند در روى اين جويبار ها پلى زده‌اند و مثل اين است كه ما در راههاى شوسه اروپا حركت ميكنيم . و مسافت بين تهران تا بحر خزر 320 كيلومتر است . پس از يكساعت بناحيهء مرطوبى رسيديم ، باران شديدى كه اخيرا باريده تمام حفره‌هاى ميان راه را پر از آب كرده است ، كاروانهاى متعددى كه در رفت‌وآمد هستند در آب راه ميپيمايند در اطراف ما گاهى مزارعى ديده مىشود . دهقانان مشغول كار هستند بعضى زمين را شخم ميزنند و بعضى هم علفهاى خشك را بدهكده حمل مينمايند درختان از برگ عارى شده و خبر ورود زمستان را ميدهند . رشته‌جبالى با رنگ بنفش تيره در افق نمايان است . در بالاى سر ما دسته‌هاى متعدد اردكها و قازهاى وحشى در پرواز هستند . جابجا در كنار راه عقاب يا كلاغى را مىبينيم كه در روى تير تلگراف نشسته است . پس از يكساعت بيكى از كاروانسراهاى بين راه رسيديم و ناهار خورديم