برگشت و با وجود اينكه عامه مخاطراتى را در اين رفتوآمد پيشبينى ميكردند حادثهاى روى نداد و نسبت بشاه سوءقصدى به عمل نيامد و علامت خصومتى ديده نشد .
بارى ، ما پس از تماشا بمهمانخانه برگشتيم و در راه كالسكهاى را ديديم كه پسران كوچكشان با لباسهاى رسمى قشنگ در آن نشسته و مشغول بازى و خنده بودند و چنين بنظرشان ميآمد كه بمجلس جشن ميروند و ابدا در اين فكر نبودند كه ممكن سردر الماسيه
است در راه با خطرى مواجه گردند . خواجههاى سياه و سفيدى كه صورت آنها مانند پيرزنان پرچين بود سوار بر اسب بودند و از آنها مراقبت مينمودند .
در موقع مراجعت شاه بىنظمى غريبى در سربازان مشاهده ميشد و يك بيك در هرقدم از صف بيرون آمده و بدنبال كار خود ميرفتند و فقط موزيكچيان بنواختن طبل
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1120
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص١١٢٠