تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1067

مساهمون:

ص١٠٦٧
پس از تماشاى اين ابنيه به طرف بازار رفتيم تا خود را نشان دهيم و آنتيك‌فروشان از ورود ما آگاه شوند و راه منزل ما را در پيش گيرند . در بازار زرگرها يك جعبه سنگى كوچك ساخت اروپا را ديديم كه ظرافتى داشت و آن را به مبلغ چهار قران خريديم بعد معلوم شد كه همسايگان زرگر به او ملامت كرده بودند كه جعبه را ارزان فروخته است زيرا كه طرف عصر زرگر فروشنده به منزل ما آمد و گفت پول خودتان را بگيريد و جعبه را پس‌بدهيد اما ما او را بكومك آدمهاى خود از منزل بيرون كرديم .

سياحت جلفا

يكشنبه 27 اكتبر - امروز ما بفكر افتاديم كه بجلفا برويم و از پرپاسكال كشيش محترم و ميسيونرهاى فرانسوى كه قبلا از ما پذيرائى گرمى كرده بودند ملاقاتى بكنيم . در موقع عبور از خيابان چهارباغ چند كودك دنبال ما بسنك‌پرانى مشغول شدند ولى چون خيلى كوچك بودند ما به آنها اعتنائى نكرديم . خيابان چهارباغ كه اكنون از صفوف چنارهاى باشكوه كهنسال خود محروم شده منظرهء بسيار حزن‌انگيزى پيدا كرده است . در طرف راست و چپ آن گاهى درختان گل سرخى ديده مىشود كه عارى از برك و از گردوخاك مستور شده است . اين چند درخت گل سرخ با اين منظرهء حزن‌انگيز منظرهء گلستان‌هائى را بخاطر ميآورد كه سياح قديمى پيرلوتى در كتاب خود از صفا و طراوت و عطر آنها تعريف كرده است ، اكنون همه از ميان رفته و معدودى هم كه باقى مانده جز يك منظره اندوه‌آور چيزى نشان نميدهد ، فقط جابجا در ميان علف‌زارها گل مينائى سر بر آورده است . در طرفين اين خيابان عريض بجاى آن كاخهاى مجلل و باشكوه و باغهاى باصفا كه سابقا محل تفريح و تعيش طبقه اعيان و اشراف اين پاىتخت بود جز زمينهاى شخم