چندى بتواند مقدارى از معلومات ما را در مغز جوانان ايرانى تزريق نمايد .
بناى تازهاى براى مدرسه ساخته است كه همهجاى آن را بما نشان داد ، بطوريكه ميگفت تمام مصالح اين بنا را از ظل السلطان خريده و در پشت الاغها بجلفا آورده است .
اين شاهزادهء پست تمام كاخهاى رفيعه و قصور عاليهاى را كه شاه عباس كبير در پايتخت خود بنا كرده و نشانهء عظمت و دوران پرافتخار سلطنت او بود منهدم نموده و مصالح آنها را فروخته است ، اكنون اين مصالح به مصرف ساختمان مدرسهاى رسيده كه فرانسويان در آن بتعليموتربيت جوانان ايرانى همت گماشته و برتر بودن افكار دنياى غرب را بر سنن كهن شرق بدانها ميفهمانند .
كليساى لازاريست هاى فرانسوى
پس از ديدن اين مدرسه بتماشاى كليساى كشيشان لازاريست رفتيم . از سقفهاى كوتاهى كه صدا در آنها منعكس ميشد عبور نموده وارد اطاقهائى شديم كه بطور نيمهشرقى و نيمهاروپائى مبله شده بود . در ديوارها آئينههائى ديده ميشد كه در قابهاى نقاشى شده قرار داشت ولى نقاشى آنها ساده بود . آثار و تصاوير مذهبى زيادى هم در آنجا ديده ميشد ، در واقع اين كليسا شبيه است بكليساهاى اسپانيا و ايتاليا كه نقاشى و رنكآميزى آنها مطابق ذوق و سليقهء اهل فن نيست .
ارمنيها نسبت به اين كليسا احترام فوق العادهاى دارند و در نهايت خضوع و خشوع تشريفات نماز كلدانى را در اين كليسا انجام ميدهند .
ارمنيان در جشنهاى مذهبى بهترين لباسهاى خود را ميپوشند و جورابهاى ضخيم پشمى به پا ميكنند كه مانند فرش بافته شده و نقشهاى آن در زمينهء سفيد برجستگى دارد ، اينان باندازهاى احترام كليسا را رعايت ميكنند كه هيچوقت با كفشهاى آلوده به خاك و گل در كليسا وارد نميشوند ، قالى و قاليچههاى خوبى روى زمين افتاده و نشان ميدهد كه آداب و رسوم معمول در مساجد ، در عبادتگاه كاتوليك ناشناس نيست .