تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1069

مساهمون:

ص١٠٦٩
خورده چيز ديگرى مشاهده نميشود . جابجا ديوارهاى خراب بدنمائى ديده مىشود كه شباهت بگورستان بىنظم و ترتيبى دارد . سياحانى كه وصف اين خيابان را در سفرنامه‌ها خوانده‌اند چون به اين شهر ميآيند به كلى مات و مبهوت ميشوند كه چگونه دست بيرحم و شقاوت پيشهء حاكم ظالم مستبد يعنى ظل السلطان اين ابنيهء رفيعه و قصور عاليه را ويران و تبديل به بيابان حزن‌انگيز و تألم‌آورى نموده است . در بالاى ديوارهاى بلند پل اللّه‌ورديخان هنوز چند تكه كاشى كه دست سارقين به آنها نرسيده باقى است و از تابش اشعهء آفتاب درخشندگى دارد . بستر زاينده‌رود اكنون تقريبا خشك شده فقط جابجا مختصر آبى در آن ديده مىشود كه صنعتگران در آن قلمكار ميشويند و در روى ريگها ميگسترانند تا خشك شود ، اين پارچه‌ها با نقش‌ونگار الوان خود در روى ريك‌هاى سفيدرنك و صيقلى كه مانند جواهر گرانبها در آفتاب ميدرخشند نمايش مطلوبى دارند . بطوريكه شاردن مينويسد در قرن هفدهم ساحل زاينده‌رود تماشاگاه سكنه اصفهان و محل خودنمائى جوانان اشراف بود ، اينها بهترين جامه‌هاى خود را ميپوشيدند و بر اسبهاى ممتازى كه با زين و يراق طلا و گردن‌بندهاى جواهر آراسته شده بود سوار ميشدند و مغرورانه در مقابل تماشاچيان كه در بالاى پل قرار گرفته بودند بخودنمائى ميپرداختند . خلاصه از پل عبور كرديم و بجلفا رسيديم ، اكنون بايد در ميان كوچه‌هاى سنك فرش شده بكليساى لازاريست‌ها برويم ، اين كليساها را كشيش‌ها در زمانيكه ارمنيان مجبور بدفاع از حملات خارجى بودند ساخته‌اند و روى همين‌نظر بوده كه مدخل پست و تاريكى دارند .

مدرسهء متوسطه فرانسويان

پردموت يكى از ميسيونرهاى فرانسويست كه از روى عقيده و خلوص نيت بانجام وظايف خود مشغول و اميدوار است كه پس از