تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1062

مساهمون:

ص١٠٦٢

سقوط گارى در زاينده‌رود

بهرحال اين سواران متعرض ما نشدند و ما بكنار زاينده‌رود رسيديم و خودمان پياده از پل عبور كرديم اما درشكه و گارى بواسطهء خرابى پل ميبايستى اجبارا از رودخانه عبور كنند ، ناگهان مشاهده كرديم كه گارى در رودخانه سرنگون گرديد و تمام صندوق‌ها و لوازم سفر ما در آب ريخت . خوشبختانه در اين موقع كاروانى رسيد و با كومك چهارپاداران بارها را از آب درآوردند و اگر آنها نرسيده بودند خسارت زيادى بما وارد ميگرديد زيرا كه اين قسمت رودخانه سراشيب بود و آب سرعتى داشت و ممكن بود قسمتى از لوازم ما را با خود ببرد . بارى پس از عبور از رودخانه بآسياب خرابه‌اى رسيديم و ناهار خورديم . غذاى امروز ما جز نان و تخم‌مرغ پخته كه كمى هم آلوده با شنهاى ريزهء بيابان است چيز ديگرى نبود . اكنون بايد از گردنه‌اى بالا رويم كه قله آن سر به آسمان كشيده است . دامنهء كوه پر از صخره‌هائيست كه در اثر آتش‌فشانى بوجود آمده ، سنگها تمام شكاف خورده و به شكل مكعب‌هائى است كه با مختصر اصلاحى ميتوان آنها را براى موزائيك ساختمانها به كار برد و بقدرى در راه ريخته شده كه به زحمت ميتوان در ميان آنها راه پيمود . در اينجا جز صخره و سنك چيز ديگرى ديده نميشود ، سكنه آن سوسمارهاى بزرك فلس‌دارى هستند كه در مقابل آفتاب آرميده‌اند . وقتى كه به بالاى كوه رسيديم منظرهء باشكوهى نمايان گرديد . رودخانه را در امتداد چندين كيلومتر مشاهده ميكرديم و با اينكه در هفته اخير باران زيادى باريده و آب را گل‌آلود كرده بود از بالاى كوه صاف و بيرنك به نظر ميآمد . در نزديكى پل معبر رودخانه تنك است و آب با جوش‌وخروش از آن عبور مىكند و وارد مجارى