امراض جلدى كه از عدم نظافت و آميزش با اشخاص مريض توليد مىشود در ميان افراد قبايل زياد است .
نظر باينكه افراد ايل در موقع بيابانگردى غالبا در زمينهاى مرطوب زندگانى ميكنند مرض رماتيسم مهمان دائمى آنها مىباشد .
قابله تحصيل كرده هم در ميان اين طوايف پيدا نميشود و عمل مشكل زايمان را غالبا زنان همسايه انجام ميدهند بعلاوه احتياطهاى لازم هم مراعات نميشود و اغلب زن تازهزا پس از يك يا دو روز از بستر استراحت بلند مىشود و به كارهاى لازم ميپردازد و مريض مىشود ، مادرانى هم كه اجبارى به كار كردن نداشته باشند بيش از يكهفته استراحت نميكنند .
بختيارىها بيكارى و تنبلى را يكنوع بيمارى بشمار ميآورند و كوشش دارند كه با تمام وسايل ممكنه اين بيمارى را رفع نمايند و براى معالجه آن گاهى دعائى در سينه اشخاص تنبل و بيكاره قرار داده و يا به گردن آنها ميآويزند و اگر اين معالجه مفيد واقع نشد شخص تنبل را مجبور ميكنند در شبهائى كه ماه در حالت بدر است بقبرستان برود و هفت دفعه از زير بدن شير سنگى كه بر روى قبر يك مرد جنگى باشد عبور نمايد ولى ما نتوانستيم بفهميم كه آيا اين معالجه اخير مؤثر واقع مىشود يا نه و فقط بضرب المثل خودمان معتقديم كه ميگويد در چنين مواقع فقط عقيده پيدا كردن به كار موجب علاج است .
مذهب بختيارىها
بختياريان بطوريكه مشهور است چندان از مذهب فرارى نيستند .
نظر به فقر عمومى و مخصوصا سيار بودن و عدم ثبات در يك محل مسجد قابلملاحظهاى ندارند و براى عبادت كلبههاى خشت و گلى بنا كردهاند كه با حصير فرش شده است ، بدون اينكه بدانند ايمان و عقيده چيست بطور اجمال به بهشت و جهنم و قيامت و زندگى بعد از مرك و وجود خداى واحد معتقدند و چنين